اسکرام (Scrum) به عنوان یکی از محبوبترین چارچوبهای مدیریت پروژه چابک (Agile)، با ساختار مشخص و رویدادهای منظم (اسپرینت، جلسات روزانه، بازبینی و بازنگری)، به تیمها کمک میکند تا به صورت تکراری و افزایشی کار کنند. با این حال، اسکرام تنها راهکار چابک نیست و برای هر نوع پروژه یا تیمی مناسب نیست. در ادامه به بررسی جامع و مفصل جایگزینهای اسکرام میپردازیم.
۱. کانبان (Kanban)
کانبان یک سیستم بصری برای مدیریت کار است که بر اساس اصول تولید ناب (Lean) ژاپنی توسعه یافته است. در حالی که اسکرام بر اساس تکرارهای زمانی (اسپرینت) کار میکند، کانبان به عنوان یکی از جایگزینهای اسکرام، بر جریان مستمر کار تمرکز دارد.
- اصول کلیدی:
- دیداریسازی جریان کار: با استفاده از یک تخته کانبان، تیمها میتوانند وضعیت هر کار را در یک نگاه ببینند (مثلاً: “برای انجام”، “در حال انجام”، “انجام شده”).
- محدود کردن کارهای در حال انجام (WIP): این اصل یکی از مهمترین تفاوتها با اسکرام است. با تعیین محدودیت برای تعداد کارهایی که به طور همزمان در هر مرحله میتوانند در جریان باشند، کانبان از تنگناها و چندوظیفگی جلوگیری میکند.
- مدیریت جریان: هدف کانبان بهینهسازی جریان کار از ابتدا تا انتها است تا تحویل به صورت روان و پیوسته انجام شود.
- تفاوت اصلی با اسکرام:
- فقدان اسپرینت: در کانبان، هیچ اسپرینتی با طول ثابت وجود ندارد. کارها به محض آماده شدن، به صورت پیوسته به جریان وارد میشوند.
- انعطافپذیری در اولویتبندی: اولویتها در کانبان میتوانند در هر لحظه تغییر کنند، در حالی که در اسکرام، اسپرینتها تعهدی ثابت دارند.
- نقشها و رویدادها: کانبان نقشها و رویدادهای مشخصی مانند اسکرام (اسکرام مستر، مالک محصول، جلسه برنامهریزی) ندارد.
۲. برنامهنویسی شدید (eXtreme Programming – XP)
XP یک چارچوب چابک است که به طور خاص برای توسعه نرمافزار طراحی شده و بر بهبود کیفیت کد و پاسخگویی به نیازهای در حال تغییر مشتری تمرکز دارد.
- اصول کلیدی:
- برنامهنویسی جفتی (Pair Programming): دو برنامهنویس به طور مشترک روی یک کامپیوتر کار میکنند. این کار باعث کاهش باگ، بهبود کیفیت کد و انتقال دانش میشود.
- توسعه مبتنی بر تست (Test-Driven Development – TDD): ابتدا تستها نوشته میشوند و سپس کد لازم برای پاس کردن آن تستها ایجاد میشود.
- بازآرایی کد (Refactoring): کد به طور مداوم برای بهبود ساختار داخلی و خوانایی، بدون تغییر رفتار خارجی، اصلاح میشود.
- یکپارچهسازی پیوسته (Continuous Integration): اعضای تیم به طور مداوم کدهای خود را با هم ادغام میکنند تا مشکلات به سرعت شناسایی و رفع شوند.
- تفاوت اصلی با اسکرام:
- تمرکز فنی: XP برخلاف اسکرام که یک چارچوب مدیریتی است، یک چارچوب مهندسی نرمافزار است و بر روی شیوههای فنی مانند TDD و برنامهنویسی جفتی تاکید زیادی دارد.
- انعطافپذیری شدید: XP تغییرات را در هر زمان میپذیرد و بر برنامهریزی بلندمدت کمتری تأکید دارد.
۳. چارچوب توسعه سیستمهای پویا (DSDM)
DSDM که مخفف Dynamic Systems Development Method است، یکی از قدیمیترین چارچوبهای چابک و از جایگزینهای اسکرام محسوب میشود که برخلاف بسیاری از روشهای چابک، ساختار و راهنماییهای مفصلتری ارائه میدهد.
- اصول کلیدی:
- تمرکز بر نیازهای کسبوکار: اولویتبندی بر اساس ارزش تجاری است و تیمها متعهد به تحویل محصول در زمان مقرر هستند.
- همکاری و مشارکت فعال: مشتریان و ذینفعان در طول فرآیند توسعه به طور کامل مشارکت دارند.
- تحویل تدریجی: محصول به صورت افزایشی و در قالب نسخههای کوچک تحویل داده میشود.
- حفظ کیفیت: کیفیت هرگز به خطر نمیافتد و از ابتدا در فرآیند گنجانده شده است.
- تفاوت اصلی با اسکرام:
- ساختار جامعتر: DSDM نه تنها توسعه نرمافزار، بلکه کل چرخه حیات پروژه را از پیشتحلیل تا استقرار و نگهداری پوشش میدهد.
- ثبات زمانی و بودجه: DSDM به جای انعطاف در زمان و بودجه، آنها را ثابت نگه داشته و در عوض، الزامات و ویژگیهای محصول را قابل مذاکره میداند.
۴. روش کریستال (Crystal Methods)
متدولوژیهای کریستال که توسط Alistair Cockburn، یکی از نویسندگان مانیفست چابک، ابداع شدهاند، بر اهمیت افراد و تعاملات آنها تمرکز دارند. این متدولوژیها انعطافپذیر هستند و با توجه به اندازه تیم و میزان حساسیت پروژه به انواع مختلفی (مانند Crystal Clear، Crystal Yellow و Crystal Orange) تقسیم میشوند.
- اصول کلیدی:
- تحویل مکرر: تحویل نرمافزار کاربردی در فواصل کوتاه.
- ارتباط نزدیک: تیمها با هم به صورت رو در رو ارتباط برقرار میکنند.
- امنیت شخصی: اعضای تیم باید احساس امنیت کنند تا بتوانند نظرات و انتقادات خود را بدون ترس از سرزنش بیان کنند.
- تمرکز و دسترسی: همه اعضای تیم باید به وضوح اهداف پروژه را بدانند و به مشتریان دسترسی مستقیم داشته باشند.
- تفاوت اصلی با اسکرام:
- تطبیقپذیری بالا: کریستال چارچوبهای سختگیرانهای ندارد و تیمها را تشویق میکند تا فرآیند خود را متناسب با پروژه و تیم خاص خود تنظیم کنند.
- تأکید بر افراد: این چارچوب بیش از هر چیز به “انسانمحور” بودن فرآیند اعتقاد دارد.
۵. چارچوب ناب (Lean Framework)
مدیریت ناب از اصول سیستم تولید تویوتا الهام گرفته و هدف اصلی آن “حذف ضایعات” از فرآیند توسعه است. در این چارچوب، هر چیزی که به مشتری ارزش نمیافزاید، به عنوان ضایعه در نظر گرفته میشود.
- اصول کلیدی:
- ارزش را تعریف کنید: بفهمید مشتری واقعاً به چه چیزی نیاز دارد.
- نقشه جریان ارزش را ترسیم کنید: تمام مراحل فرآیند را برای شناسایی ضایعات ترسیم کنید.
- جریان را ایجاد کنید: کار را به صورت روان و بدون توقف انجام دهید.
- سیستم کششی (Pull System): کار تنها زمانی آغاز میشود که تقاضا برای آن وجود داشته باشد.
- به دنبال کمال باشید: به طور مداوم برای بهبود فرآیند تلاش کنید.
- تفاوت اصلی با اسکرام:
- فلسفه متفاوت: در حالی که اسکرام بر تکرار و زمانبندی ثابت تأکید دارد، ناب بر بهینهسازی جریان و حذف ضایعات متمرکز است.
- تمرکز بر تولید: ناب بیشتر بر فرآیندهای تولید متمرکز است، در حالی که اسکرام بر مدیریت پروژههای پیچیده.
نتیجهگیری
انتخاب از بین جایگزینهای اسکرام به عوامل مختلفی بستگی دارد، از جمله:
- اندازه و نوع پروژه: پروژههای بزرگ و پیچیده ممکن است از DSDM بهره ببرند، در حالی که پروژههای کوچک میتوانند از کریستال استفاده کنند.
- فرهنگ تیمی: تیمهایی که به انعطافپذیری کامل و تصمیمگیری مستقل علاقهمندند، ممکن است کانبان یا کریستال را ترجیح دهند.
- فناوری مورد استفاده: تیمهای توسعه نرمافزار که به بهبود کیفیت کد اهمیت میدهند، احتمالاً از XP بهره بیشتری خواهند برد.
در نهایت، اسکرام تنها یک راه برای چابک بودن است و تیمهای موفق اغلب از ترکیبی از اصول و شیوههای مختلف این چارچوبها استفاده میکنند (مانند اسکرامبان که ترکیبی از اسکرام و کانبان است) تا یک چارچوب اختصاصی و متناسب با نیازهای خود ایجاد کنند. هدف نهایی، دستیابی به حداکثر بهرهوری و ارزشافزایی برای مشتری است، و این هدف با ابزارهای مختلفی قابل دستیابی است.

