اصطلاحات مدیریت محصول

اصطلاحات مدیریت محصول

مدیریت محصول یک حوزه پویا و در حال تکامل است که اصطلاحات خاص خود را دارد. درک این اصطلاحات برای هر کسی که در این حوزه فعالیت می‌کند یا به آن علاقه‌مند است، ضروری است. در ادامه برخی از مهم‌ترین اصطلاحات مدیریت محصول را به همراه ترجمه فارسی و توضیحاتی مختصر ارائه می‌دهیم.

اصطلاحات پایه

  • Product Manager: مدیر محصول – فردی مسئول برنامه‌ریزی، توسعه و عرضه یک محصول است.
  • Product Owner: مالک محصول – در چارچوب اسکرام، فردی مسئول اولویت‌بندی بک‌لاگ محصول و نمایندگی مشتریان است.
  • Product Lifecycle: چرخه عمر محصول – مراحل مختلفی که یک محصول از ایده اولیه تا پایان عمر خود طی می‌کند.
  • Product Roadmap: نقشه راه محصول – یک برنامه بلندمدت که جهت‌گیری و چشم‌انداز محصول را نشان می‌دهد.
  • Product Backlog: بک‌لاگ محصول – لیستی از همه کارهایی که باید برای توسعه محصول انجام شوند.
  • Minimum Viable Product (MVP): حداقل محصول قابل ارائه – اولین نسخه از محصول که دارای حداقل ویژگی‌های ضروری برای جذب مشتری اولیه است.
  • Feature: ویژگی – یک قابلیت یا عملکرد خاص که به محصول اضافه می‌شود.
  • Bug: باگ – یک خطا یا نقص در نرم‌افزار که باعث می‌شود محصول به درستی کار نکند.
  • User Story: داستان کاربری – توصیفی از یک ویژگی محصول از دیدگاه کاربر.
  • Epic: حماسه – یک مجموعه بزرگ از کارهای مرتبط که به چندین داستان کاربری تقسیم می‌شود.

اصطلاحات مربوط به فرآیند توسعه

  • Agile: چابک – یک روش توسعه نرم‌افزار که بر روی انعطاف‌پذیری، همکاری و تحویل سریع تمرکز دارد.
  • Scrum: اسکرام – یک چارچوب چابک برای مدیریت پروژه‌های پیچیده.
  • Sprint: اسپرینت – یک دوره زمانی کوتاه (معمولاً دو هفته) که در آن یک مجموعه از کارها تکمیل می‌شود.
  • Kanban: کانبان – یک روش بصری برای مدیریت کار و جریان کار.
  • DevOps: توسعه و عملیات – یک رویکرد فرهنگی و فنی که توسعه نرم‌افزار و عملیات فناوری اطلاعات را یکپارچه می‌کند.

اصطلاحات مربوط به بازار و مشتری

  • Target Market: بازار هدف – گروهی از مشتریانی که محصول برای آن‌ها طراحی شده است.
  • Customer Journey: سفر مشتری – مسیر و تجربیاتی که یک مشتری از آشنایی با محصول تا خرید و استفاده از آن طی می‌کند.
  • Customer Persona: شخصیت خریدار – یک نمایش خیالی از مشتری ایده‌آل.
  • User Experience (UX): تجربه کاربری – احساس و درک یک کاربر از تعامل با یک محصول.
  • User Interface (UI): رابط کاربری – بخش قابل مشاهده و قابل تعامل یک محصول که کاربر با آن ارتباط برقرار می‌کند.
  • Market Research: تحقیق بازار – فرآیند جمع‌آوری و تحلیل داده‌ها برای درک نیازها و خواسته‌های مشتریان.
  • A/B Testing: تست A/B – مقایسه دو نسخه از یک محصول برای تعیین اینکه کدام نسخه عملکرد بهتری دارد.
  • Product-Market Fit: تناسب محصول با بازار – هنگامی اتفاق می‌افتد که یک محصول به خوبی نیازهای بازار را برآورده کند.

اصطلاحات مرتبط با استراتژی محصول

  • Value Proposition: پیشنهاد ارزش – دلیل اصلی که مشتریان باید محصول شما را انتخاب کنند.
  • Unique Selling Proposition (USP): پیشنهاد فروش منحصر به فرد – ویژگی یا مزیت خاصی که محصول شما را از رقبا متمایز می‌کند.
  • Product-Market Fit: تناسب محصول با بازار – درجه‌ای که یک محصول با نیازها و خواسته‌های بازار هدف مطابقت دارد.
  • Go-To-Market (GTM) Strategy: استراتژی ورود به بازار – برنامه‌ای برای معرفی محصول به بازار و رسیدن به مشتریان هدف.
  • Customer Acquisition Cost (CAC): هزینه جذب مشتری – هزینه متوسط برای جذب یک مشتری جدید.
  • Customer Lifetime Value (CLTV): ارزش طول عمر مشتری – ارزش مالی کل یک مشتری برای یک کسب‌وکار.

اصطلاحات مرتبط با توسعه محصول

  • Agile Methodology: روش‌شناسی چابک – یک رویکرد تکرارپذیر و انعطاف‌پذیر برای توسعه نرم‌افزار.
  • Scrum Master: استاد اسکرام – فردی که به تیم اسکرام کمک می‌کند تا فرآیند اسکرام را پیاده‌سازی کند.
  • Sprint Planning: برنامه‌ریزی اسپرینت – جلسه ای برای تعیین کارهایی که در یک اسپرینت انجام خواهد شد.
  • Sprint Review: بازبینی اسپرینت – جلسه ای برای نمایش کارهای انجام شده در یک اسپرینت.
  • Sprint Retrospective: بازنگری اسپرینت – جلسه ای برای بررسی عملکرد تیم در یک اسپرینت و شناسایی بهبودهای احتمالی.

اصطلاحات مرتبط با تحلیل و داده

  • Key Performance Indicator (KPI): شاخص کلیدی عملکرد – معیاری قابل اندازه‌گیری برای ارزیابی عملکرد یک سازمان یا محصول.
  • A/B Testing: تست A/B – مقایسه دو نسخه از یک محصول برای تعیین کدام نسخه عملکرد بهتری دارد.
  • Conversion Rate: نرخ تبدیل – درصد بازدیدکنندگانی که یک اقدام مشخص (مانند خرید یا ثبت‌نام) را انجام می‌دهند.
  • Churn Rate: نرخ ترک مشتری – درصد مشتریانی که در یک دوره زمانی مشخص از استفاده محصول دست می‌کشند.
  • Customer Satisfaction (CSAT): رضایت مشتری – اندازه‌گیری میزان رضایت مشتریان از محصول یا خدمات.

اصطلاحات مرتبط با مدیریت محصول دیجیتال

  • Growth Hacking: هک رشد – استفاده از روش‌های غیر سنتی برای افزایش رشد یک محصول یا کسب‌وکار.
  • Product-Led Growth: رشد محور محصول – استراتژی رشد که بر ایجاد ارزش برای مشتریان و افزایش استفاده از محصول تمرکز دارد.
  • Freemium: مدل کسب‌وکاری که در آن محصول به صورت رایگان ارائه می‌شود و درآمد از ویژگی‌های پریمیوم یا اشتراک کسب می‌شود.
  • Digital Product: محصول دیجیتال – محصولی که به صورت الکترونیکی تولید، توزیع و مصرف می‌شود.
  • Software as a Service (SaaS): نرم‌افزار به عنوان سرویس – مدل نرم‌افزاری که از طریق اینترنت ارائه می‌شود.
  • Platform as a Service (PaaS): پلتفرم به عنوان سرویس – محیطی برای توسعه، اجرا و مدیریت برنامه‌های کاربردی نرم‌افزاری.
  • Infrastructure as a Service (IaaS): زیرساخت به عنوان سرویس – ارائه منابع محاسباتی، شبکه و ذخیره‌سازی به عنوان سرویس.
  • Mobile App: اپلیکیشن موبایل – نرم‌افزاری که برای دستگاه‌های تلفن همراه طراحی شده است.
  • Web App: اپلیکیشن وب – نرم‌افزاری که از طریق مرورگر وب قابل دسترسی است.

اصطلاحات مرتبط با تجربه کاربری

  • User Experience (UX): تجربه کاربری – احساس و درک یک کاربر از تعامل با یک محصول.
  • User Interface (UI): رابط کاربری – بخش قابل مشاهده و قابل تعامل یک محصول که کاربر با آن ارتباط برقرار می‌کند.
  • User Journey Map: نقشه سفر کاربر – نمایش بصری مسیر و تجربیات یک کاربر از آشنایی با محصول تا استفاده از آن.
  • Information Architecture (IA): معماری اطلاعات – ساختار و سازماندهی اطلاعات در یک محصول.
  • Usability Testing: تست قابلیت استفاده – ارزیابی اینکه کاربران تا چه حد می‌توانند از یک محصول استفاده کنند.

اصطلاحات مرتبط با بازاریابی محصول

  • Product Marketing: بازاریابی محصول – فعالیت‌های بازاریابی مرتبط با معرفی و فروش یک محصول.
  • Product Launch: راه‌اندازی محصول – معرفی رسمی یک محصول به بازار.
  • Product Positioning: موقعیت‌یابی محصول – ایجاد یک تصویر ذهنی مشخص از محصول در ذهن مشتریان.
  • Brand Awareness: آگاهی از برند – میزان شناخت مشتریان از یک برند.
  • Market Penetration: نفوذ بازار – سهم بازار یک محصول نسبت به کل بازار.

اصطلاحات مرتبط با تحلیل محصول

  • Product Analytics: تحلیل محصول – استفاده از داده‌ها برای درک رفتار کاربران و بهبود محصول.
  • Key Performance Indicators (KPIs): شاخص‌های کلیدی عملکرد – معیارهای قابل اندازه‌گیری برای ارزیابی عملکرد محصول.
  • Customer Lifetime Value (CLTV): ارزش طول عمر مشتری – ارزش مالی کل یک مشتری برای یک کسب‌وکار.
  • Cohort Analysis: تحلیل گروهی – تجزیه و تحلیل گروهی از کاربران با ویژگی‌های مشترک.
  • Funnel Analysis: تحلیل قیف – بررسی مراحل مختلفی که یک کاربر برای تبدیل شدن به مشتری طی می‌کند.

این لیست تنها بخشی از اصطلاحات مرتبط با مدیریت محصول دیجیتال است. با توجه به سرعت تغییرات در این حوزه، اصطلاحات جدید به طور مداوم در حال ظهور هستند.

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: ۲ میانگین: ۵]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *