دنیای استارتاپها، دنیایی پر از زرقوبرق، ایدههای نوآورانه و رویاهای بزرگ است. اما در پس این ظاهر جذاب، حقیقتی تلخ نهفته است: بیش از ۹۰ درصد استارتاپها شکست میخورند. داستان موفقیتهایی مانند گوگل، آمازون یا اسنپ و دیجیکالا، تنها نوک کوه یخی است که بخش عظیم آن زیر آب پنهان شده؛ بخشی که قبرستان استارتاپهای شکستخورده نام دارد.
بررسی استارتاپهای شکستخورده (Failed Startups) نه برای سرزنش، بلکه برای آموختن درسهایی گرانبها ضروری است.
در این مقاله، به بررسی مشهورترین شکستهای استارتاپی در سطح جهانی و اکوسیستم ایران میپردازیم و علت شکست استارتاپها را ریشهیابی میکنیم.
بخش اول: چرا استارتاپها میمیرند؟ (آمار و دلایل کلی)
قبل از ورود به داستانهای موردی، باید بدانیم علم آمار درباره شکست چه میگوید. طبق تحقیقات CB Insights، دلایل اصلی شکست استارتاپها به شرح زیر است:
- عدم نیاز بازار (۴۲٪): ساختن محصولی که هیچکس نمیخواهد.
- تمام شدن نقدینگی (۲۹٪): مدیریت مالی ضعیف یا عدم توانایی در جذب سرمایه.
- تیم نامناسب (۲۳٪): اختلافات داخلی یا نداشتن مهارتهای مکمل.
- باختن به رقبا (۱۹٪): نادیده گرفتن رقبای قدرتمند.
- قیمتگذاری و مدل درآمدی اشتباه (۱۸٪).
در ایران، چالشهایی نظیر رگولاتوری (قوانین دولتی)، تحریمها، و فرهنگ سازمانی نیز به این لیست اضافه میشوند.
بخش دوم: بزرگترین استارتاپهای شکستخورده در جهان
در این بخش به بررسی استارتاپهایی میپردازیم که با سرمایههای میلیارد دلاری، به طرز شگفتآوری سقوط کردند.
۱. کوییبی (Quibi): شکست ۱.۷۵ میلیارد دلاری در ۶ ماه
حوزه فعالیت: استریم ویدیوهای کوتاه
سال تاسیس: ۲۰۱۸ | سال شکست: ۲۰۲۰
داستان شکست:
کوییبی (مخفف Quick Bites) با سرمایهای عظیم (حدود ۱.۷۵ میلیارد دلار) و حمایت چهرههای مشهوری مثل جفری کاتزنبرگ و مگ ویتمن راهاندازی شد.
ایده آنها پخش سریالهای باکیفیت هالیوودی در قسمتهای ۱۰ دقیقهای برای تماشا در موبایل بود.
علت شکست:
- زمانبندی فاجعهبار: این سرویس دقیقا در آغاز پاندمی کرونا (زمانی که مردم در خانه بودند و ترجیح میدادند نتفلیکس را روی تلویزیونهای بزرگ ببینند نه موبایل) عرضه شد.
- عدم تطابق محصول با بازار (Product-Market Fit): کاربران حاضر نبودند برای محتوای کوتاه پول پرداخت کنند، وقتی تیکتاک و یوتیوب آن را رایگان ارائه میدادند.
۲. ترانوس (Theranos): بزرگترین کلاهبرداری تاریخ سیلیکونولی
حوزه فعالیت: تکنولوژی سلامت (آزمایش خون)
سال تاسیس: ۲۰۰۳ | سال انحلال: ۲۰۱۸
داستان شکست:
الیزابت هلمز، بنیانگذار ترانوس، ادعا کرد دستگاهی ساخته که تنها با یک قطره خون، صدها آزمایش پزشکی انجام میدهد.
ارزش شرکت به ۹ میلیارد دلار رسید. اما تحقیقات نشان داد که تکنولوژی آنها کار نمیکند و نتایج آزمایشها جعلی است.
علت شکست:
- محصول ناکارآمد: تکنولوژی وعده داده شده هرگز وجود خارجی نداشت.
- عدم شفافیت و دروغگویی: فریب سرمایهگذاران و بیماران. این مورد نمونه بارز شکست اخلاقی در استارتاپهاست.
۳. جوسیرو (Juicero): دستگاه آبمیوهگیری ۴۰۰ دلاری!
حوزه فعالیت: لوازم خانگی هوشمند
سال تاسیس: ۲۰۱۳ | سال شکست: ۲۰۱۷
داستان شکست:
جوسیرو دستگاهی ۴۰۰ دلاری میفروخت که پاکتهای مخصوص میوه خرد شده را فشار میداد تا آبمیوه تازه تولید کند. رسوایی زمانی به بار آمد که بلومبرگ ویدیویی منتشر کرد که نشان میداد میتوان آن پاکتها را با دست خالی هم فشار داد و همان آبمیوه را گرفت!
علت شکست:
- محصول غیرضروری: ساختن راهحل پیچیده برای مشکلی که وجود نداشت.
- قیمتگذاری اشتباه: دستگاه بسیار گران بود و ارزشافزودهای نداشت.
۴. پتسداتکام (Pets.com): نماد حباب داتکام
حوزه فعالیت: فروش آنلاین غذای حیوانات
سال شکست: ۲۰۰۰
داستان شکست:
این شرکت در دوران حباب اینترنت شهرت یافت. آنها غذای سنگین سگ و گربه را آنلاین میفروختند و ارسال میکردند.
علت شکست:
- اقتصاد واحد (Unit Economics) منفی: هزینه ارسال بستههای سنگین غذا بیشتر از سودی بود که از فروش آن به دست میآمد. آنها روی هر فروش ضرر میکردند و با تبلیغات تلویزیونی گرانقیمت، نقدینگی خود را سوزاندند.
بخش سوم: کالبدشکافی استارتاپهای شکستخورده ایرانی
اکوسیستم استارتاپی ایران نیز قربانیان بزرگی داشته است.
برندهایی که روزی رقیب اصلی بازار بودند اما امروز اثری از آنها نیست.
۱. بامیلو (Bamilo): رقیب دیرینهی دیجیکالا
حوزه فعالیت: بازارگاه (Marketplace) اینترنتی
وضعیت: توقف فعالیت و ادغام (۲۰۱۹)
داستان شکست:
بامیلو توسط «گروه اینترنت ایران» (IIG) که مالک اسنپ نیز هست، راهاندازی شد.
بامیلو اولین مارکتپلیس واقعی ایران بود و با حراجهای “جمعه سیاه” (Black Friday) فرهنگ خرید آنلاین را تغییر داد. اما در نهایت در سال ۱۳۹۷ متوقف شد.
علت شکست:
- استراتژی سرمایهگذار: گروه IIG تصمیم گرفت تمرکز منابع مالی و انسانی خود را روی «اسنپ» که پیشتاز بازار تاکسی اینترنتی بود بگذارد.
- رقابت فرسایشی: رقابت با دیجیکالا نیازمند سرمایه عظیم و لجستیک بسیار پیچیده بود. بامیلو نتوانست در کیفیت خدمات لجستیکی و تنوع کالا همپای رقیب پیش برود.
- تخفیفهای ناپایدار: جذب کاربر عمدتاً بر اساس تخفیفهای سنگین بود که وفاداری ایجاد نمیکرد.
۲. چیلیوری (Chilivery) و ریحون (Reyhoon): قربانیان انحصار
حوزه فعالیت: سفارش آنلاین غذا
وضعیت: شکست و توقف فعالیت (۱۳۹۹)
داستان شکست:
چیلیوری و ریحون دو رقیب اصلی اسنپفود بودند.
ریحون با چیلیوری ادغام شد تا قدرت بیشتری بگیرد، اما سرانجام چیلیوری نیز با انتشار بیانیهای رسمی تعطیلی خود را اعلام کرد.
علت شکست:
- انحصارطلبی رقیب: مدیران چیلیوری بارها اعلام کردند که اسنپفود با بستن قراردادهای انحصاری با رستورانها، اجازه همکاری آنها با چیلیوری را نمیداد. (هرچند چیلیوری در دادگاه شورای رقابت پیروز شد، اما نوشدارو بعد از مرگ سهراب بود).
- تمام شدن سرمایه: جنگیدن با غولی که حمایت مالی عظیمی داشت، نقدینگی آنها را خشک کرد.
- کرونا: شیوع کرونا و کاهش شدید سفارش غذا در ماههای اول، تیر خلاص را به پیکر نیمهجان این استارتاپ زد.
۳. اسنپکیو (SnappQ): هیجان زودگذر
حوزه فعالیت: بازی و سرگرمی آنلاین (Trivia)
وضعیت: توقف فعالیت
داستان شکست:
اسنپکیو یک مسابقه اطلاعات عمومی آنلاین زنده بود که به برندگان جایزه نقدی میداد. این مدل از روی نمونه خارجی (HQ Trivia) کپی شده بود. با وجود جذب میلیونی کاربر در مدت کوتاه، ناگهان تعطیل شد.
علت شکست:
- مدل کسبوکار ناپایدار: مدل درآمدی مشخصی وجود نداشت.
جذب اسپانسر دشوار بود و هزینه جوایز و سرورها بالا.
- افول ترند جهانی: تب این نوع بازیها در دنیا فروکش کرد و کاربران علاقه خود را از دست دادند.
۴. زورق (Zoraq): پیشگام فراموش شده
حوزه فعالیت: رزرو آنلاین بلیط و هتل خارجی
وضعیت: توقف فعالیت
داستان شکست:
زورق یکی از اولین وبسایتهای حرفهای برای رزرو هتلهای خارجی و پرواز در ایران بود. این استارتاپ توسط شرکت سرآوا سرمایهگذاری شد اما در نهایت مغلوب رقبا (مثل علیبابا و فلایتیو) شد.
علت شکست:
- تغییرات نرخ ارز: نوسانات شدید دلار ضربه بزرگی به کسبوکارهای گردشگری خارجی زد.
- عدم چابکی: رقبا سریعتر رشد کردند و سهم بازار را با بازاریابی بهتر و تجربه کاربری (UX) مناسبتر تصاحب کردند.
۵. بقچه (Baghche): نان تازه، سود سوخته
حوزه فعالیت: تحویل نان تازه
وضعیت: شکست
داستان شکست:
ایده جذاب بود: نان سنگک تازه دم در خانه شما. اما بقچه پس از مدتی شکست خورد.
علت شکست:
- لجستیک پیچیده و گران: حاشیه سود نان بسیار پایین است (نان قیمت دستوری دارد). هزینه پیک برای تحویل یک نان چند هزار تومانی، توجیه اقتصادی نداشت.
- مقیاسپذیری سخت: نان باید داغ تحویل داده شود و این یعنی شعاع سرویسدهی بسیار محدود.
بخش چهارم: تحلیل ریشهای؛ درسهایی برای کارآفرینان آینده
با مرور داستانهای بالا، میتوانیم الگوهای تکرارشوندهای را شناسایی کنیم.
اگر قصد راهاندازی استارتاپ دارید، این موارد را به عنوان چکلیست مرگ و زندگی در نظر بگیرید:
۱. توهم اعتبار ایده (Validation Illusion)
بسیاری از استارتاپهای ایرانی شکست میخورند چون بنیانگذاران عاشق ایده خود میشوند و فراموش میکنند از مشتری بپرسند: «آیا حاضری بابت این پول بدهی؟».
- درس: قبل از نوشتن یک خط کد، با ۱۰۰ مشتری بالقوه صحبت کنید. مدل MVP (حداقل محصول قابل ارائه) را جدی بگیرید.
۲. نادیده گرفتن “اقتصاد واحد” (Unit Economics)
مثالهایی مثل پتسداتکام و بقچه نشان میدهند که اگر فروش هر واحد کالا برای شما ضرر ده باشد، “فروش بیشتر” فقط به معنی “ضرر بیشتر و سریعتر” است. بسیاری فکر میکنند با بزرگ شدن (Scale) هزینهها کم میشود، اما همیشه اینطور نیست.
- درس: مطمئن شوید که هزینه جذب مشتری (CAC) از ارزش طول عمر مشتری (LTV) کمتر است.
۳. تیم موسس ناهماهنگ
در ایران، بسیاری از استارتاپها با جمع شدن چند دوست دور هم شکل میگیرند بدون اینکه تخصصهای مکمل داشته باشند (مثلاً همه برنامهنویس هستند و کسی بازاریابی بلد نیست).
- درس: تیم ایدهآل شامل سه نقش است: هکر (فنی)، هاستلر (بیزینس و فروش)، و هیپستر (دیزاین و تجربه کاربری).
۴. فقدان صبر و تابآوری (Resilience)
داستان چیلیوری نشان داد که گاهی عوامل بیرونی (رقیب انحصارگر) بسیار قدرتمندند. اما در بسیاری از موارد دیگر، بنیانگذاران خیلی زود ناامید میشوند.
درس: مسیر استارتاپ خطی نیست. سینوسی است.
توانایی تحمل ابهام و شکستهای کوچک، کلید بقاست.
جمعبندی: شکست پایان راه نیست
بررسی لیست استارتاپهای شکستخورده ایرانی و خارجی نشان میدهد که شکست، بخشی جداییناپذیر از نوآوری است. بامیلو رفت تا دیجیکالا بهتر شود؛ اسنپکیو آمد تا محدودیتهای سرگرمی آنلاین شناخته شود.
برای اکوسیستم استارتاپی ایران، وجود “فرهنگ پذیرش شکست” حیاتی است. سرمایهگذاران و کارآفرینان باید بدانند که شکست یک پروژه، به معنای شکست آدمها نیست.
همانطور که در سیلیکونولی میگویند: «شکست بخور، اما سریع شکست بخور و ارزان!» (Fail fast, fail cheap).
اگر شما صاحب یک ایده هستید، از سرنوشت کوییبی یا ریحون نترسید.
بلکه از دلایل شکست آنها درس بگیرید تا با چشمان بازتر قدم در این مسیر پرفراز و نشیب بگذارید.

