ارزش گذاری استارتاپ چگونه انجام می‌شود؟

ارزش گذاری استارتاپ

ارزیابی های اولیه و ارزش گذاری استارتاپ  به حدس و گمان متکی است ، به این معنی که هیچ روش تحلیلی واحد و پذیرفته شده جهانی برای سرمایه گذاران وجود ندارد. در عوض ، سرمایه گذار های خطرپذیر از چندین روش ارزش گذاری استفاده خواهند کرد تا ارزش یک استارتاپ را درک کنند.

استفاده از چنین روش های ارزش گذاری به مرحله کسب و کار بستگی دارد و همچنین به داده  های موجود مربوطه در بازار و یا صنعتی که استارتاپ در آن فعالیت می‌کند. روش های معمول عبارتند از:

  • روش هزینه بازتأسیس
  • روش ارزش گذاری کارت امتیازدهی
  • روش ارزش گذاری Dave Berkus
  • روش تجمیع عوامل ریسک
  • روش ارزش گذاری سرمایه خطرپذیر
  • روش جریان نقدی تخفیف یافته (DCF)
  • ارزش گذاری به روش ارزش گذاری ضرایب

چگونه در ارزش گذاری استارتاپ از روش هزینه بازتأسیس استفاده می‌شود؟

این روش ارزش گذاری استارتاپ به برخی از دقت نظرات سنگین احتیاج دارد ، زیرا هدف اصلی آن این است که تعیین کند هزینه شروع کار مشابه از ابتدا چقدر است. روش هزینه بازتأسیس یک رویکرد واقع گرایانه است که مزایای رقابتی یک استارتاپ را زیر سوال می‌برد. اگر هزینه بازتأسیس استارتاپ بسیار کم باشد ، ارزش آن هیچ چیز نخواهد بود. در عوض ، اگر تکرار مدل کسب و کار پرهزینه و پیچیده باشد ، با افزایش پیچیدگی ، ارزش استارتاپ نیز افزایش می‌یابد.

 

روش ارزش گذاری کارت امتیازدهی در ارزش گذاری استارتاپ چگونه استفاده می‌شود؟

در روش ارزش گذاری کارت امتیازدهی (Scorecard) ، شرکت نوپای هدف را با سایر استارتاپ های بودجه دار مقایسه می‌کند و ارزیابی متوسط ​​را اصلاح می‌کنند. چنین مقایسه هایی را فقط می‌توان برای شرکت هایی در همان مرحله توسعه انجام داد.

مرحله ۱: تعیین متوسط ​​ارزش گذاری قبل از سرمایه برای شرکت های نوپا پیش درآمد در صنعت و مکان خاص.

مرحله ۲: مقایسه راه اندازی اولیه با متوسط ارزش گذاری قبل از سرمایه در مرحله ۱ و با توجه به موارد زیر مقداری را برای هر معیار اختصاص دهید:

قدرت تیم مدیریتی: تجربه و مهارت بنیانگذاران ، انعطاف پذیری بنیانگذاران و کامل بودن تیم مدیریتی.
اندازه بازار: اندازه بازار برای محصول یا خدمات شرکت ، جدول زمانی افزایش تولید یا درآمد و قدرت رقابت.
محصول یا خدمات: تعریف و تناسب محصول و بازار ، مسیر پذیرش و موانع ورود.
کانال فروش ، مرحله کسب و کار ، طول دوره سرمایه گذاری ، نیاز به تأمین مالی و کیفیت طرح کسب و کار و ارائه.

مرحله ۳: درصد وزنی را محاسبه کنید تا مقدار کل تخمینی را بدست آورید. شما براساس ملاحظات شرکت ها به هر معیار یک درصد وزن اختصاص می‌دهید و آن را در مقداری که در مرحله ۲ داشتید ضرب می‌کنید تا یک مقدار وزنی بدست آورید. سپس مقادیر وزنی را جمع می‌کنید تا برآورد مقدار کل را بدست آورید.

 

روش ارزش گذاری Berkus در ارزش گذاری استارتاپ چگونه استفاده می‌شود؟

شما با ارزیابی از صفر و قبل از سرمایه شروع می‌کنید و سپس کیفیت شرکت مورد نظر را با در نظر گرفتن ویژگی های زیر ارزیابی می‌کنید و ارزش را جمع می‌کنید تا یک ارزیابی قبل از سرمایه بدست آورید. این روش به طور خاص برای سرمایه گذاری در مراحل اولیه برای یافتن نقطه شروع بدون اتکا به پیش بینی های مالی بنیانگذار ایجاد شده است.

به نظر رسیدن ایده (ارزش اساسی)
نمونه اولیه (ریسک فناوری را کاهش می‌دهد)
تیم مدیریت کیفیت (ریسک اجرا را کاهش می‌دهد)
روابط استراتژیک (ریسک بازار را کاهش می‌دهد)
رواج یا فروش محصول (ریسک تولید را کاهش می‌دهد)

روش تجمیع عوامل ریسک در ارزش گذاری استارتاپ چگونه استفاده می‌شود؟

این روش جنبه های روش کارت امتیازدهی و روش Berkus را برای ارائه تخمین دقیق تر متمرکز بر ریسک های ناشی از یک سرمایه گذاری ترکیب می‌کند.

مرحله ۱: مانند روش ارزش گذاری کارت امتیازدهی ، شما با یک ارزیابی متوسط ​​برای شرکت خود بر اساس شرکت های مشابه در صنعت و منطقه شروع می‌کنید.

مرحله ۲: لیستی از ریسک های مرتبط با استارتاپ و صنعت آن را دنبال کنید. ریسک های زیر را در نظر می‌گیرد:

  • مدیریت
  • مرحله کسب و کار
  • ریسک سرمایه گذاری
  • ریسک تولید
  • ریسک فناوری
  • ریسک فروش و بازاریابی
  • ریسک رقابت
  • ریسک قانونگذاری / سیاسی
  • ریسک بین المللی
  • ریسک اعتبار

مرحله ۳: به جای اختصاص دادن درصد وزنی ، ما به هر عامل ریسک رتبه بندی های زیر را اختصاص می‌دهیم و برای میانگین ارزیابی قبل از سرمایه در هر رتبه بندی تعدیل انجام می‌دهیم:

هر یک از زمینه های دارای ریسک به شرح زیر خواهد بود:

۲- ) برای رشد کسب و کار و انجام موفقیت آمیز خروجی بسیار منفی است.
۱- ) برای رشد کسب و کار و انجام موفقیت آمیز خروجی منفی است.
۰ ) بی طرف
۱+ ) برای رشد کسب و کار و انجام موفقیت آمیز خروج مثبت است.
+۲ ) برای رشد کسب و کار و انجام یک خروج موفقیت آمیز بسیار مثبت است.

این روش هنگام بررسی ریسک های لازم برای مدیریت موفقیت آمیز خروجی مناسب است و می‌توان آن را با روش کارت امتیازدهی تطبیق داد تا یک نمای کلی از ارزش گذاری استارتاپ ارائه دهد.

روش سرمایه گذاری خطر پذیر چگونه در ارزش گذاری استارتاپ استفاده می‌شود؟

ارزش گذاری برای استارتاپ

در روش سرمایه گذاری خطر پذیر (Venture-Capital) با در نظر گرفتن حداقل نرخ بازده مورد نیاز (با استفاده از استانداردهای صنعت یا معیارهای صندوق سرمایه گذاری) به یک ارزیابی قبل از سرمایه برمی‌گردد و برای ایجاد یک ارزیابی ، درآمد سال خروج و چندین برابر را تخمین می‌زند.

روش سرمایه گذاری خطر پذیر دارای ۲ مرحله است:

مرحله ۱: محاسبه ارزش نهایی کسب و کار در سال مالی.

مرحله ۲: برای محاسبه ارزیابی قبل از سرمایه ، میزان ROI و میزان سرمایه گذاری مورد انتظار را دنبال کنید.

مقدار نهایی مقدار پیش بینی شده استارتاپ در یک تاریخ خاص در آینده است ، در حالی که سال مالی که یک سرمایه گذار از استارتاپ خارج می‌شود. نسبت P / E صنعت نسبت قیمت سهام به درآمد است.

مرحله ۱: محاسبه ارزش نهایی

۱: آمار و ارقام زیر را پیدا کنید:

  1. پیش بینی درآمد در سال مالی
  2. حاشیه سود پیش بینی شده در سال مالی
  3. نسبت P / E صنعت و میانگین صنعت برای نسبت P / E و حاشیه سود پیش بینی شده را می‌توان از طریق تحقیقات صنعت پیدا کرد.

۲: انجام محاسبات:

ارزش پایانی = درآمد پیش بینی شده * حاشیه پیش بینی شده * P / E
ارزش نهایی = درآمد * P / E

مرحله ۲: محاسبه ارزش گذاری قبل از سرمایه

مرحله ۱: آمار و ارقام  زیر را پیدا کنید:

  1. بازده مورد نیاز سرمایه گذاری (ROI)
  2. مبلغ سرمایه گذاری

مرحله ۲: انجام محاسبات:

ارزیابی قبل از سرمایه = ارزش پایانی / ROI – مقدار سرمایه گذاری

چگونه روش جریان نقدی با تخفیف در ارزش گذاری استارتاپ استفاده می‌شود؟

روش جریان نقدی با تخفیف (Cash Flow Discounted) ، ارزش یک کسب و کار را با تخمین جریانات نقدی آینده آن تعیین می‌کند و به آنها با نرخ مشخص تخفیف می‌دهد تا ارزش فعلی آنها را بدست آورد. مجموع این جریانات نقدی با تخفیف ، ارزیابی حاصل از شروع کار خواهد بود. از آنجا که این روش تا حد زیادی به پیش فرض هایی متکی است که نیاز به انجام برخی داده های تاریخی دارند ، برای ارزش گذاری استارتاپ ها کمتر استفاده می‌شوند.

روش ارزش گذاری ضرایب در ارزیابی استارتاپ چگونه استفاده می‌شود؟

روش ارزش گذاری ضرایب (multiples) برای یک شرکت براساس EBITDA (سود قبل از بهره ، مالیات و استهلاک) ارزش گذاری می‌کند. بسته به صنعت ، رقابت ، تیم مدیریتی و برخی جنبه های کیفی دیگر ، می‌توانید برای کسب و کار  ۵ ، ۱۰ یا ۱۵ برابر EBITDA فعلی ارزش قائل شوید. این یک ابزار ارزشیابی قدرتمند و ساده است که سرمایه گذاران برای تخمین سریع ارزش یک کسب و کار نوپای بالغ تر استفاده می‌‌کنند.

چگونه تعیین کنیم که از کدام روش ارزش گذاری برای استارتاپ استفاده کنیم؟

روش های ارزش گذاری استارتاپ

استارتاپ ها از لحظه ارائه ایده تا مرحله بلوغ  در کسب و کار کاملاً عملیاتی ، مراحل مختلفی را طی می‌کنند. هر یک از این روش های ارزیابی اولیه می‌توانند در بعضی از مراحل بیش از سایر مراحل مفید باشند و شما باید قبل از انتخاب روش مناسب برای استارتاپ ، تعیین کنید که در کدام مرحله قرار دارد.

از چه روش های ارزش گذاری باید در مرحله بذر استفاده شود؟

این روش برای اولین مرحله ارزش گذاری استارتاپ ها است. در این مرحله ، معمولاً هیچ درآمد ، دارایی ، تیم و کسب و کار وجود ندارد. فقط یک ایده و تمایل به جلو رفتن است. در این مرحله ، روش Berkus یا حتی روش ارزش گذاری سرمایه خطرپذیر ممکن است بیشترین توصیه را داشته باشد.

از چه روش های ارزش گذاری باید در دوره A استفاده شود؟

استارتاپ اکنون یک ایده قوی در حال حرکت است. احتمالاً تاکنون یک محصول بتا یا نمونه اولیه دارد یا قبلاً فروش خوبی داشته است. در این مرحله ، می‌توانید به روش های فنی بیشتری مانند روش هزینه بازتأسیس و روش سرمایه گذاری خطرپذیر اعتماد کنید.

از چه روش های ارزش گذاری شرکت باید در دوره B استفاده شود؟

در این مرحله استارتاپ ها برای گسترش و ادامه رشد خود به پول نیاز دارند. الگوی تجاری قبلاً تا حدودی  اثبات شده است و پتانسیل تولید درآمد را می‌توان ارزیابی کرد. شما می‌توانید مدل های ارزیابی اولیه را که برای دستیابی به تعداد زیادی داده های مالی متکی هستند مانند روش جریان نقدی تخفیف یافته و ارزیابی با استفاده از روش ارزش گذاری ضرایب استفاده کنید.

 

۱
۲
۳
۴
۵
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱۳ رای

1 دیدگاه برای “ارزش گذاری استارتاپ چگونه انجام می‌شود؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *