kpi چیست و نحوه محاسبه kpi استارتاپ چگونه است ؟

kpi استارتاپ

Key Performance Indicator) KPI) به عنوان یک شاخص کلیدی عملکرد شناخته می‌شود که داده قابل اندازه گیری است که برای دستیابی به پیشرفت خاص ، اطلاعات خاصی را جمع آوری و تفسیر می‌کند. اهداف و سطح تولید کالا یا ارائه خدمات با مشاهده آمار کمی از گروهی از KPI مدیریت می‌شود.

KPI تنها مختص صنعت نیست. به معنای واقعی کلمه ، هر بخشی از زندگی می‌تواند KPI به آن اختصاص داده شود. از گرایش های مصرف کننده گرفته تا رشد کسب و کار و حتی فعالیت های مدرسه می‌تواند KPI داشته باشد ، به همین دلیل مهم است که بدانید دقیقاً چه شاخص های عملکردی را باید در کسب و کار خود دنبال کنید تا اطمینان حاصل کنید که از رشد خود بیشترین بهره را می‌برید. بنابراین ، به عنوان یک کسب و کار نوپا ، برای یافتن بهترین راه حل هک رشد ، لازم است  KPI استارتاپ خود را پیگیری کنید.

بسیاری از استارتاپ های جدید در دوران پاندمی کرونا متولد شده اند تا با تقاضای بسیار زیاد مطابقت داشته باشند. بخشهایی مانند تدریس خصوصی و آمادگی آزمون که در گذشته سرمایه گذاری کمتری را به خود جلب کرده بودند ، توجه افراد زیادی و به نوبه خود سرمایه گذاران را به خود جلب کرده است.

با توجه به این رشد سریع ، کارآفرینان بیشتری به دنبال ایجاد بخشی برای خود در این صنعت هستند. بهترین روش برای قضاوت در مورد عملکرد خوب یک شرکت تازه تأسیس ، ارزیابی KPI های خاص صنعت یا شاخص های عملکرد کلیدی است.

شاخص های کلیدی عملکرد (Key Performance Indicator) آن مقادیر کمی قابل ارزیابی هستند که به تعیین عملکرد کسب و کار در یک دوره کمک می‌کنند. ردیابی KPI برای کارآفرینان و سرمایه گذاران بالقوه مفید است. در اینجا معیارهای مهمی برای پیگیری برای استارتاپ ها و شرکت های نوپا آورده شده است. در ادامه به چند مورد از kpi استارتاپ ها پرداخته می‌شود.

درآمد مکرر ماهیانه (MRR)

اولین نشانه سلامت مالی یک شرکت رشد مداوم درآمد است. بدیهی است که میزان درآمدی که کسب و کار ها دارند رقمی حیاتی برای ادامه کار است تا بتوانید میزان استقبال از محصول خود را در بازار شناسایی کنید و در مسیر رشد مورد نظر قرار بگیرید.

نرخ درآمد مکرر ماهیانه (MRR)  درآمدی است که به سادگی در طی یک ماه ایجاد می‌کنید. MRR آسانترین واحد برای تقسیم درآمد شما برای اهداف استراتژیک است. همچنین می‌توانید نرخ درآمد مکرر سالانه (ARR) خود را که می‌تواند از خود MRR گرفته شود ، محاسبه کنید.

برای محاسبه  Monthly Run Rate) MRR)  ، شما باید متوسط ​​درآمد از هر کاربر (ARPU) و همچنین اندازه مشتری فعلی خود را بدانید.  که مانند فرمول زیر است:

 متوسط ​​درآمد از هر کاربر (در هر ماه ) x تعداد مشتری = MRR

برای یافتن ARR می‌توانید MRR را در ۱۲ ضرب کنید.

کاربران فعال ماهانه و روزانه

بیشترین اعتبار برای یک استارتاپ از طرف مشتریان آن ایجاد می‌شود. وقتی می‌بینید که آنها به طور فعال با محصول یا خدمات شما درگیر هستند ، مشخص است که شما چیزی متناسب با نیازهای آنها ایجاد کرده اید. چند معیار خوب که این جنبه را کمی می‌کند ، کاربران فعال ماهانه (MAU) و کاربران فعال روزانه (DAU) هستند.

تعریف کاربر فعال ، پایدار نیست و استارتاپ ها تمایل دارند معیار مورد نظر خود را برای همان مورد تنظیم کنند. با این حال ، به طور کلی گفته می‌شود که یک کاربر فعال باید کسی باشد که یک کار از پیش تعیین شده را در پلتفرم ها مانند تماشای فیلم یا کلیک بر روی یک مقاله انجام دهد. شمارش فقط  بر اساس تعداد ورود به سیستم ممکن است بهترین معیار برای فعالیت ها نباشد.

معیار مربوطه می‌تواند از monthly active users) MAU)  و daily active users) DAU)  استخراج شود نسبت چسبندگی مشتری است که تعداد مشتریانی را که پس از اولین بار از پلتفرم ها استفاده می‌کنند اندازه گیری می‌کند.

خواندن مقاله مرتبط
شتاب دهنده استارتاپ چیست و چگونه کار می‌کند؟

 DAU / MAU = نسبت چسبندگی مشتری

اگر نسبت چسبندگی مشتری ۰٫۵ یا ۵۰٪ باشد ، به این معنی است که در یک ماه ۳۰ روزه ، مشتریان ۵۰٪ روز ، یعنی ۱۵ روز ، از برنامه استفاده می‌کنند.

هزینه جذب مشتری (CAC)

برای بدست آوردن مشتری جدید ، شرکت ها باید در هزینه های تبلیغات و بازاریابی سرمایه گذاری کنند. این امر در مورد استارتاپ های مرحله اولیه که هنوز بازار برای تولید یا خدمات جدید آماده نشده است ، بیشتر اهمیت دارد.

هزینه جذب مشتری (CAC) میزان متوسطی از پول نقد را که یک شرکت تازه وارد برای رسیدن به مشتری جدید هزینه می‌کند را اندازه گیری می‌کند. سطح مطلوب customer acquisition cost) CAC)  بسته به شرایط بازار ، فضای رقابتی و نوع صنعت متفاوت است.

می‌توان آن را به روش داده شده محاسبه کرد:

تعداد مشتریان جدید حاصل شده /  هزینه کل در بازاریابی و فروش = CAC 

CAC بخشی از اقتصاد واحد اساسی را برای یک شرکت تازه تأسیس تشکیل می‌دهد ، که اگر به درستی مدیریت شود ، مقیاس پذیری و سودآوری را ایجاد می‌کند.

ارزش طول عمر مشتری (LTV)

مولفه اصلی دیگر اقتصاد واحد ، مقدار ارزش طول عمر مشتری یا  Lifetime Value) LTV) است. هدف هر استارتاپ استخراج حداکثر درآمد ممکن از مشتریان خود در طول زمان است. این منطق ساده است. هرچه مشتری با یک نام تجاری بیشتر بماند ، ارزش بیشتری برای شرکت خواهد داشت.

LTV متوسط ​​مبلغی که مشتری در طول رابطه خود با برند پرداخت می‌کند را اندازه گیری می‌کند. ارزش طول عمر مشتری تحت تأثیر متغیرهای متعددی از جمله حاشیه سود ناخالص ، طول عمر محصول و چسبندگی مشتری است.

فرمول LTV به شرح زیر است:

 میانگین فروش مشتری x متوسط ​​طول عمر مشتری = LTV 

بهترین استفاده ازهزینه جذب مشتری (CAC) و ارزش طول عمر مشتری (LTV) با هم به عنوان نسبت است. به طور معمول گفته می‌شود که LTV مشتری باید حداقل ۳ برابر هزینه ای باشد که برای خرید او صرف شده است. این بدان معناست که شرکت های نوپا باید نسبت CAC : LTV را که از ۳ : ۱ بیشتر است ، هدف قرار دهند. اگرچه عدد جادویی برای موفقیت نیست ، اما نشان دهنده ثبات و سودآوری است.

نرخ ریزش مشتری

در حالی که بیشتر استارتاپ ها هدفشان ایجاد یک گروه وفادار از کاربران است. حقیقت این است که حفظ مشتری بسیار دشوار است. یکی دیگر از kpi استارتاپ ها ، نرخ ریزش مشتری یا میزان فرسایش درصد مشتریانی است که یک استارتاپ در یک دوره خاص به دلیل عوامل مختلف از دست می‌دهد.

استارتاپ برای تعیین دوره ای که می‌خواهد میزان ریزش مشتری خود را تعیین کند آزاد است. به طور کلی ، نرخ ریزش سه ماهه ، شش ماهه یا سالانه دیده می‌شود. فرمول مشابه این است:

  x 100 (کل مشتریان در شروع دوره/ مشتریانی که در دوره از دست رفته اند) = نرخ ریزش مشتری 

نظارت بر میزان نرخ ریزش و ایجاد استراتژی برای تشویق مشتریان برای ارتباط طولانی مدت با شرکت بسیار مهم است. همانطور که در بالا ذکر شد ، استارتاپ ها و شرکت های نوپا در مراحل اولیه برای بدست آوردن مشتریان جدید مجبورند پول زیادی را بدست آورند. باید برنامه هایی برای اطمینان از حفظ هرچه بیشتر مشتریان در نظر گرفته شود.

سود و زیان

با افزایش رقابت در فضای استارتاپ ، سرمایه گذاران برای بدست آوردن سود بیشتر ، KPI هایی مانند موارد فوق در تعیین جریان معاملات بسیار مهم خواهند دانست. مشخص است که آنچه قابل اندازه گیری نیست قابل بهبود هم نیست و در مورد استارتاپ ها کاملاً این مورد درست است.

ردیابی KPI استارتاپ ها امکان ارزیابی داخلی را فراهم می‌کند و چشم انداز کلی از عملکرد را به سرمایه گذاران بالقوه نشان می‌دهد.

خواندن مقاله مرتبط
pitch deck چیست؟ پنج مرحله ارائه استارتاپ به سرمایه گذار

 

۱
۲
۳
۴
۵
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱۱ رای

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *