مراحل خلاقیت و فرآیند خلاقیت چگونه است؟

مراحل خلاقیت

خلاقیت همیشه یکی از مهمترین مهارتهایی بوده است که می‌توانید یاد بگیرید. هسته خلاقیت ، فرآیند خلاقیت است. این مراحل خلاقیت برای همه قابل دسترسی است ، از جمله شما ، خواه خود را “خلاق” بدانید یا ندانید.

در واقع  عناصر اصلی همان مراحل خلاقیت هستند. وقتی این فرآیند خلاقانه را درک کردید ، می‌توانید آن را در زمینه کاری یا موارد استفاده خاص خود چه در زمینه هنر ، کارآفرینی ، تبلیغات ، تجارت ، موسیقی ، طراحی گرافیک ، برنامه نویسی ، نویسندگی ، تصمیم گیری ، مشاوره یا حل مسئله اعمال کنید.

مراحل خلاقیت بیشتر از اینکه یک قانون کلی باشد ، زمانی بیشتر مفید واقع می‌شود که به عنوان فرایندی مختص هر شخص و حتی هر پروژه دیده شود.

در این مقاله ، ما از محبوب ترین فرآیند مرسوم فرآیند خلاقیت چهار مرحله ای که در کتاب هنر اندیشه گراهام والاس ، بنیانگذار دانشکده اقتصاد لندن در سال ۱۹۲۶ شرح داده شده است ، به مراحل خلاقیت خواهیم پرداخت. در روحیه خلاقیت مشترک ، ذکر این نکته مهم است که از آن زمان بسیاری از افراد تغییرات خود را بر روی آن اعمال کرده اند ، و همچنین اینکه والاس خود سه مرحله اول را از فیزیکدان هرمان فون هلمولتز اقتباس کرده است:

۱) آماده سازی

اولین قدم از مراحل خلاقیت شامل تحقیقات ، تمرینات ، آیین ها و روال هایی است که ذهن شما را تحریک می‌کند. والاس ، به نقل از هلمهولتز ، این را چنین توصیف می‌کند: “مرحله ای که در آن مسئله” از همه جهات “بررسی می‌شود.”

به عنوان مثال ، توایلا تارپ در کتاب «عادت خلاق » درباره اهمیت مواجه شدن با ایده ها و خاطرات می‌نویسد. این کار می‌تواند از طریق ایجاد مجدد کار دیگران ( که به عنوان کپی برداری شناخته می‌شود ) ، مطالعه عکس ها و اسناد قدیمی و تجسم آینده انجام شود.

البته این آغاز کار است. او می‌نویسد ، “خلاقیت بیشتر به معنای بردن حقایق ، داستان ها و احساساتی است که ما ذخیره می‌کنیم و یافتن راه های جدید برای اتصال آنها است. آنچه ما در اینجا درباره آن صحبت می‌کنیم استعاره است. ” این مرحله از فرآیند خلاقیت در واقع ایجاد ارتباطات جدید بین ایده های غیر مرتبط قبلی است.

تارپ برای هر پروژه خلاقانه از یک جعبه پرونده به عنوان ظرف استفاده می‌کند ، که در آن کارت های شاخص را با اهداف خود برای پروژه و همچنین تحقیقات و منابع مورد استفاده قرار می‌دهد. به عبارت دیگر ، او ایده های خود را از این طریق سازمان می‌دهد ، او می‌نویسد ، “جعبه شاخص ، مخزن ظرفیت خلاقیت شما است که آن ظرفیت بالقوه محقق نشده است.”

جیمز وب یانگ ، مدیر اجرایی تبلیغات ، ۶۳ سال قبل از انتشار کتاب عادت خلاق توسط تارپ ، جزوه ای با عنوان تکنیکی برای تولید ایده ها نوشت که در آن این مرحله را “جمع آوری مواد اولیه” نامید.

یانگ می‌نویسد ، “بسیاری از ما در مراحل بدست آوردن ایده خیلی زود متوقف می‌شویم. اگر اختلاف سطح چشمگیر نباشد ، فرض می‌کنیم هیچ تفاوتی وجود ندارد اما اگر به اندازه کافی عمیق یا به اندازه کافی دور برویم ، تقریباً همیشه می‌فهمیم که بین هر محصول و برخی از مصرف کنندگان یک رابطه وجود دارد که ممکن است به یک ایده منجر شود. ”

آماده سازی البته به شرایط و محدودیت های شما بستگی دارد. اگر شش ماه برای نوشتن کتاب برنامه ریزی کرده اید ، ممکن است بخواهید برای یک ماه کامل آماده شوید. اگر مقاله ای را طی یک هفته شروع می‌کنید ، شاید فقط یک روز برای آماده سازی مناسب باشد. در هر صورت ، شما می‌دانید که آمادگی لازم را دارید وقتی که تمام تحقیقات شما احساس هیجان در ذهن شما ایجاد می‌کند. در این زمان است که به خود اجازه می‌دهید وارد مرحله دوم فرآیندخلاقیت شوید.

۲) پرورش ایده

به گفته گراهام والاس ، مرحله دوم فرآیند خلاقیت شامل “عدم تفکر آگاهانه در مورد مسئله” است. در عوض ، این مسئله شامل رها کردن آگاهانه مشکل و آرامش ذهن شما می‌شود. ممکن است بخواهید در طبیعت به یک پیاده روی بروید یا دوش بگیرید.

اگرچه ممکن است از یک برنامه تلویزیونی هیجان انگیز جدید لذت ببرید ، اما به ایده هایتان اجازه پرورش می‌دهید. یکی از زمینه هایی است که نیاز به فرار از هر نوع شلوغی دارد. در این مرحله ، با رها کردن و آماده سازی مغز آگاه خود ، به شما اجازه داده می‌شود تا مغز ناخودآگاه شما ایده را بدست گرفته و کار کند.

برای درک بهتر این مرحله ، قیاس جیمز وب یانگ در مورد هضم ایده در مغز را در نظر بگیرید. دقیقاً مانند این که چگونه شما واقعاً معده خود را برای هضم غذا مجبور نمی‌کنید ، باید اجازه دهید مغز شما این ایده را هضم کند. بهترین راه برای تحقق این امر ، دادن زمان  به آن است.

هانری پوانکاره با ابراز وجود رابطه بین قسمتهای هوشیار و ناخودآگاه مغز ، می‌گوید: ”شاید گفته شود که کار آگاهانه مثمر ثمر بوده است زیرا در آن وقفه ایجاد شده است و بقیه نیرو و طراوت خود را به ذهن باز می‌گردانند. اما این احتمال بیشتر است که این کار با کارهای ناخودآگاه پر شده باشد.”

به عنوان مثال ، فریمن دایسون ، فیزیکدان را در نظر بگیرید که برای اولین بار در جهان علم به دلیل ساده سازی و فراهم آوردن زمینه های ریاضی برای الکترودینامیک کوانتوم با قابل فهم کردن کارهای ریچارد فاینمن و جولیان شوینگر (و هر کدام از آنها جایزه نوبل ) به دست آورد.

در مرحله آماده سازی ، دایسون شش ماه را صرف کار محاسبه کرد تا منظور فاینمن و شوینگر را بفهمد. او در مراحل خلاقیت توضیح می‌دهد ، “من روزها و روزها با انبوهی از کاغذها می‌نشستم و محاسبات را انجام می‌دادم تا بتوانم دقیقاً حرفهای فاینمن را بفهمم.”

پس از این آمادگی ، او وارد مرحله پرورش ایده شد. او با یک اتوبوس به کالیفرنیا رفت ، جایی که قبلاً هرگز آنجا نبوده و دو هفته به بازدید پرداخت. پس از سفر ، در هنگام بازگشت به اتوبوس ، او می‌گوید  “ناگهان در نیمه شب هنگامی که ما از کانزاس عبور می‌کردیم ، همه ابهامات ناگهان کاملاً واضح و روشن شد و این به نوعی یک مکاشفه بزرگ برای من بود یا هر آنچه شما آن را بیان می‌کنید. “دایسون به طور طبیعی مرحله بعدی فرآیند خلاقیت را توصیف می‌کند.

۳) شناسایی و تجربه ایده

مراحل خلاقیت

این لحظه ای است که احتمالاً درباره آن شنیده اید ، لحظه ای است که الهام می‌گیرد. نکته اصلی این است که این مرحله روشنایی در مرحله سوم اتفاق می‌افتد. معمولاً فقط پس از یک دوره آماده سازی طولانی مدت (به معنای بعضی اوقات ، ماهها یا حتی سالها!) و پرورش ایده اتفاق می‌افتد. گراهام والاس این بخش از روند خلاقیت را چنین توصیف می‌کند: “ظهور” ایده خوش “همراه با وقایع روانشناختی که بلافاصله قبل از آن ظاهر شده و همراه بوده است.” به همین ترتیب ، جیمز وب یانگ می‌نویسد ، “از هیچ ، ایده ظاهر می‌شود.”

نکته کلیدی در اینجا آماده بودن برای تجربه و حفظ ایده است. وقتی آن را احساس کردید خواهید فهمید. این شانس وجود دارد که ممکن است همه به یک باره به سراغ شما نیاید ، اما در عوض در چشمک و برش ، بعضی اوقات سریع و گاهی کند و با درجه وضوح مختلف است. من این لحظات را روی کارتها  ، لپ تاپ یا تلفنم می‌نویسم – هر زمان که اتفاقاً نزدیکترین دسترسی هرکدام برای من باشد.

البته ، هنوز یک مرحله دیگر وجود دارد. فریمن دایسون را به یاد بیاورید ، که فقط لحظه روشنایی خود را در یک سفر با اتوبوس در گذر از کانزاس داشت. در حالی که ایده او روشن شد ، او هنوز شش ماه دیگر را صرف کار کردن در جزئیات و نوشتن آن در دو مقاله طولانی برای بررسی فیزیکی کرد .

۴) ارزیابی و تأیید صحت

جیمز وب یانگ ، مدیر اجرایی تبلیغات ، پس از فرا رسیدن روشنایی باشکوه ، آن را “سحرگاه خاکستری سرد صبح بعد” می‌خواند. راستی آزمایی شامل کار سختی ، شبیه به مرحله آماده سازی است. والاس نمونه هایی از این مرحله را توصیف می‌کند و می‌گوید: “اعتبار ایده آزمایش شد و ایده به شکل دقیق آن کاهش یافت.” شما روشنایی خود را از طریق شنیدن آنچه دیگران فکر می‌کنند ، یا از طریق اثبات و نظریه های منطبق در علم آزمایش خواهید کرد.

موارد زیادی در این مرحله اتفاق می‌افتد ، تا آنجا که در کتاب خلاقیت ، میهالی سیسیکسنتس در واقع این مرحله تأیید را به دو مرحله تقسیم می‌کند – ارزیابی و شرح:

۴A) ارزیابی

تصمیم بگیرید که آیا ایده ارزش پیگیری دارد یا ندارد. بعد از اینکه ایده ، خود را برای شما آشکار کرد ، باید تصمیم بگیرید: با آن چه خواهید کرد؟ شما باید در مورد زمان این ایده تصمیم بگیرید. آیا تلاش شخصی منطقی یا شخصی است؟ آیا باید برای زنده کردن آن وقت و انرژی بگذارید؟ آیا می‌توانید از عهده این خطر برآیید؟

میهالی می‌نویسد ، “این اغلب احساسی ترین بخشی از فرآیند است ، وقتی فرد احساس عدم اطمینان و ناامنی می‌کند.”

این ارزیابی ممکن است به معیارهای خود شما و یا به آنچه در مورد رشته خود می‌دانید بستگی داشته باشد. اگر مطمئن نیستید از کجا شروع کنید ، می‌توانید از سه ویژگی استاد برجسته روانشناسی دین کیت سیمونتون از  استفاده کنید. ایده ناب ، ابتکاری ، مفید و شگفت آور است. در واقع یافتن چیزی که متناسب با هر سه باشد دشوار است ، زیرا بیشتر اوقات آنها مبادله می‌شوند. به عنوان مثال ، ممکن است یک ایده اصلی آنچنان مفید نباشد ، یک ایده عملی ممکن است چندان شگفت آور نباشد.

اگر شما علاقه مند به استفاده از فرآیند خلاقیت برای کسب و کار ، بازاریابی یا کارآفرینی هستید ، این مرحله ای است که می‌توانید در طی آن امکان اجرای ایده را دریابید. آیا می‌توان اعداد را درست کرد؟ کل بازار آدرس پذیر برای این ایده چقدر است؟ آیا مشتریان بالقوه برای چنین چیزی آماده هستند؟

۴B) شرح و بسط

ایده را به مورد قابل قبول توسعه داده و اصلاح کنید. وقتی تصمیم گرفتید ارزش ایده پردازی دارد ، این مرحله ای است که شما واقعاً آن را عملی می‌کنید. اگر تنها شخصی هستید که روی آن اجرا می‌کنید ، باید برای آن برنامه ریزی و کار کنید. اگر پیچیده تر باشد ، ممکن است لازم باشد افراد دیگری را درگیر کنید یا پول و زیرساخت آماده کنید. میهالی می‌نویسد ، “احتمالاً این مرحله خلاقیت است که بیشترین زمان و سخت ترین کار را در بر می‌گیرد. این همان چیزی است که ادیسون با اشاره به اینکه خلاقیت شامل ۱ درصد الهام و ۹۹ درصد تلاش است ، اشاره کرد. ”

سیمونتون توصیه کرده است که تلاش برای ساختن موردی عالی اغلب یک استراتژی پر خطر است. معمولاً بهتر است که جزئیات بیشتر ، درباره ایده ایجاد کنید و اجازه دهید کمال از طریق کمیت ظهور کند .

شما می‌توانید روند خلاقیت را بصورت خطی در نظر بگیرید ، زیرا این فرآیند با آماده سازی شروع می‌شود و با تأیید به پایان می‌رسد. برای پروژه عملی شما ، شاید بسته شدن این مرحله از آخرین مراحل خلاقیت باشد.

با مراحل مختلف فرآیند خلاقیت بازی کنید

گرچه ممکن است این مراحل خلاقیت چهار مرحله ای تعریف شده باشد ، اما لازم نیست چهار مرحله کاملاً مجزا  یا حتی آنقدر پیچیده باشد. بعد از اینکه با ساختار آشنا شدید ، می‌توانید هر طور که دوست دارید از آن استفاده کنید.”

نقاشی اجرای زنده شانتل مارتین را در نظر بگیرید که در آن او چهار مرحله از مراحل خلاقیت را طی چند دقیقه طی می‌کند و تماشاگران زنده آن را تماشا می‌کنند. او ممکن است بگوید که زندگی اش آمادگی ، جوجه کشی و روشنایی برای هنر خود است. هیچ فرصتی برای ارزیابی کار خود وجود ندارد. دومی که نشانگرش به سطح برخورد می‌کند ، او در حال تجربه روشنایی ، تأیید و تفصیل مفهوم است.

از این منظر ، مرحله تأیید همیشه یک نقطه پایان نیست. این مرحله به عنوان مرحله آماده سازی برای شتاب دهی ایده های جدید و تأییدهای بعدی است که دو برابر می‌شود. فرآیند خلاقیت فقط یک خط با یک نقطه شروع از آماده سازی ، و پایان دادن به تأیید نیست ، بلکه یک رابطه فراکتالی دارد. مانند تغییر فصل ، تأیید آماده سازی برای یک پروژه جدید یا به روزرسانی یک پروژه قبلی است.

 

۱
۲
۳
۴
۵
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱۱ رای

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *