تکنیک اسکمپر برای ایجاد ایده‌های نوآورانه

تکنیک اسکمپر

SCAMPER یک تکنیک مولد و همه کاره برای ایجاد ایده های نوآورانه برای محصول یا خدمات شما است. تکنیک اسکمپر شما را مجبور می‌کند که از هفت منظر مختلف به ایده پیشنهادی خود نگاه ویژه کنید. پل اسلون توضیح می‌دهد و نمونه هایی از کسب و کارهایی را مثال می‌زند که از این تکنیک محبوب و بسیار مؤثر برای تولید محصولات و خدمات نوآورانه استفاده کرده‌اند.

یکی از محبوب ترین روش های خلاقیت در کارگاه ایده پردازی تکنیک SCAMPER است. این یک تکنیک مولد و همه کاره برای ایجاد ایده های نوآورانه برای محصول یا خدمات شما است. SCAMPER مخفف هفت کلمه است و هنگام استفاده از این ابزار، سؤالات زیر را باید از خود بپرسید:

  • جایگزین (Substitute) : چه عناصری از این محصول یا خدمات را می‌توانیم جایگزین کنیم؟
  • ترکیب (Combine) : چگونه می‌توانیم این را با سایر محصولات یا خدمات ترکیب کنیم؟
  • تطبیق (Adapt) : چه ایده ای را از جای دیگر می‌توانیم تغییر یا تطبیق دهیم؟
  • اصلاح (Modify) : چگونه می‌توانیم هر جزء را تا حد زیادی افزایش یا کاهش دهیم؟
  • استفاده دیگر (Put to another use) : چه کاربرد کاملا متفاوتی از محصول خود می‌توانیم داشته باشیم؟
  • حذف (Eliminate) : چه عناصری از محصول یا خدمات را می‌توان حذف کرد؟
  • تنظیم مجدد یا معکوس (Reverse): چگونه می‌توانیم محصول را دوباره مرتب کنیم یا روند را معکوس کنیم؟

در اینجا چند نمونه از نحوه عملکرد افعال تکنیک اسکمپر برای نوآوری آورده شده است:

  • اگر عینک می‌سازید، می‌توانید عدسی های پلاستیکی را جایگزین شیشه ای  (نوآوری افزایشی) کنید
  • یک تلفن همراه با یک دوربین و سپس یک پخش کننده MP3 ترکیب شد.
  • رستوران‌هایی که هر چیزی را که می‌توانید بخورید ارائه می‌دهند، پیشنهادات خود را به حداکثر رسانده‌اند.
  • یک شرکت هواپیمایی کم هزینه مانند رایان ایر بسیاری از عناصر خدمات را به حداقل رسانده (یا حذف کرده است).
  • Dell Computers و Amazon واسطه را حذف کردند.
  • مک دونالد با وادار کردن مشتریان به پرداخت و سپس غذا خوردن، رستوران را دوباره تنظیم کرد.

    خلاق بودن همیشه آسان نیست. ما اغلب خودمان را در تنگنا می‌یابیم و نمی‌توانیم خارج از چارچوب فکر کنیم. ما با وضعیت موجود و الگوی فکری خاصی که مانع پیشرفت می‌شود راحت هستیم. اگر به دنبال نوآوری هستید، باید راه هایی برای تفکر متفاوت پیدا کنید و از منظری منحصر به فرد به مشکلات برخورد کنید. گاهی اوقات وجود یک تکنیک خاص در جعبه ابزار ما برای کمک به جریان یافتن خلاقیت ما مفید است. یکی از این روش ها به عنوان تکنیک اسکمپر شناخته می‌شود.

    تکنیک اسکمپر ، ساده، قابل تامل و چندوجهی است که آن را به ابزاری عالی برای ارتقای خلاقیت تبدیل می‌کند. هر حرف از مخفف سؤالات مختلفی را ارائه می‌دهد که می‌توانید برای تحریک خلاقیت از خود بپرسید:

    جایگزین (Substitute) : چه چیزی را می‌توان جایگزین کرد؟ اینها ممکن است موارد یا قوانینی باشند که می‌توانند برای تغییر عملکرد محصول یا فرآیند جایگزین شوند. همچنین ممکن است از خود بپرسیم که آیا می‌توان استفاده از محصول را جایگزین کرد. مولفه جایگزین تکنیک اسکمپر کمی شبیه به یک فرآیند آزمون و خطا عمل می‌کند، که در آن قسمت های مختلف را جایگزین می‌کنید و نتیجه را ارزیابی می‌کنید.

    مثال: مواد غذایی ابتکاری اغلب از تکنیک جایگزین استفاده می‌کنند. به عنوان مثال، در سال ۲۰۱۶، یک روند غذایی جدید ظهور کرد: سوشی بوریتو. با درک محبوبیت بوریتو، رستوران‌ها به این فکر کردند که با حفظ این مفهوم، چه موادی را می‌توان جایگزین کرد و یک سوشی بوریتو پیدا کردند.

    ترکیب (Combine) : چه ویژگی ها، کاربردها یا اجزایی را می‌توان با هم ترکیب کرد؟ آیا ویژگی هایی از محصولات وجود دارد که بتوان آنها را برای ارائه محصول بهتر و جامع تر ترکیب کرد؟ اگر به جای یک محصول به یک پروژه نگاه کنید، آیا اعضای تیم متفاوتی وجود دارند که بتوانند کار خود را ترکیب کنند؟

    مثال: یکی از موفق ترین نمونه های ترکیب ویژگی های مختلف، نوآوری گوشی های هوشمند است. در حالی که در ابتدا، مردم دستگاه های مختلفی برای عکس گرفتن، گوش دادن به موسیقی، دسترسی به اینترنت و برقراری تماس تلفنی داشتند، گوشی های هوشمند همه این عملکردهای مختلف را در یک محصول کارآمد ترکیب می‌کنند.

    تطبیق (Adapt) : چه چیزی را می‌توان برای بهبود محصول یا فرآیند کمی تغییر داد؟ آیا راه‌حلی برای یک موضوع می‌تواند برای کمک به حل یک مسئله متفاوت تطبیق داده شود؟ محصول یا فرآیند از چه طریقی باید تغییر کند تا خود را با تغییر سبک زندگی تطبیق دهد؟

    مثال: نتفلیکس شرکتی است که خود را با هنجارهای در حال تغییر وفق داده و در نتیجه موفقیت فوق العاده ای کسب کرده است. در حالی که در سال ۱۹۹۹ به عنوان یک سرویس اجاره دی وی دی آغاز شد، مدیران متوجه شدند که “استریم” در حال افزایش محبوبیت است و مدل کسب و کار خود را به همین ترتیب تطبیق دادند. Blockbuster مدل کسب و کار خود را تطبیق نداد و در سال ۲۰۱۳ از کار افتاد و اهمیت انطباق برای موفقیت را نشان داد.

    اصلاح (Modify) (یا گاهی اوقات، کوچک نمایی/بزرگنمایی): چگونه می‌توان فرآیند را به گونه ای تغییر داد که نتایج را تغییر دهد؟ چه چیزی را می‌توانید بزرگ‌نمایی کنید تا بر بخش خاصی از فرآیند تأکید کنید، یا چه چیزی را می‌توانید برای بهبود کارایی کلی کوچک کنید؟ آیا می‌توانید شکل، رنگ یا اندازه را تغییر دهید؟

    مثال: اگر متقاعد نشده اید که تغییر رنگ یک محصول یا برند برای تغییر موفقیت یک کسب و کار کافی است، به برخی از معروف ترین لوگوها فکر کنید. به عنوان مثال، IKEA و Muji را در نظر بگیرید، دو شرکتی که محصولات خانگی می‌فروشند. لوگوی Ikea آبی و زرد است که بر ریشه سوئدی آنها تاکید دارد. از طرف دیگر، لوگوی Muji قرمز است و تاکید می‌کند که این یک فرهنگ ژاپنی است که ممکن است توجه را به ماهیت مینیمالیستی محصولات آنها جلب کند.  تکنیک “تغییر” را می‌توان برای شکل دادن به لوگوها مورد استفاده قرار داد، که به شدت بر نحوه تلقی یک کسب و کار توسط عموم تأثیر می‌گذارد.

    استفاده دیگر (Put to another use) : با استفاده از محصول در زمینه ای متفاوت چه مزایایی می‌توان به دست آورد؟ آیا صنعت دیگری وجود دارد که محصول بتواند در آن موفق شود؟ چگونه می‌توان از این محصول به گونه ای استفاده کرد که با هدف اولیه آن متفاوت باشد؟

    مثال: با افزایش نگرانی‌ها در مورد تغییرات آب و هوایی، تکنیک «استفاده دیگر» می‌تواند راه‌های خلاقانه برای کمک به سیاره را الهام بخشد، مانند تغییر کاربری خلاقانه یا بازیافت مجدد.  به عنوان مثال، شرکت‌های تولید کفش مانند آدیداس تصمیم گرفته‌اند زباله‌های اقیانوس را به کار دیگری بپردازند: کفش.  آنها شروع به تولید کفش‌هایی کردند که از زباله‌های بازیافتی اقیانوس‌ها ساخته می‌شدند و به آن‌ها اجازه می‌داد یک محصول جدید و جالب ارائه کنند و به محیط زیست کمک کنند.

    حذف (Eliminate) : گاهی اوقات بهترین راه برای بهتر کردن یک محصول حذف برخی از اجزای غیر ضروری است. چه چیزی را می‌توان حذف یا ساده کرد؟ آیا راهی برای ساده سازی بهتر محصول وجود دارد؟

    مثال: هدفون‌های بلوتوثی  که هدفون‌های سیمی سنتی را حذف کردند تا محصول را کاربرپسندتر کنند. مثال دیگر تصمیم اپل برای حذف درایو سی دی است که به آنها امکان می‌دهد لپ تاپ ها را نازک تر و سبک تر کنند.

    معکوس (Reverse) : آیا تغییر توالی جلوه ها نتیجه متفاوتی به همراه خواهد داشت؟ چه چیزی را می‌توان دوباره مرتب کرد، تغییر داد یا عوض کرد؟

    مثال : تکنیک معکوس ممکن است به ویژه برای تغییر استراتژی های تصمیم گیری مفید باشد. به عنوان مثال، اگر کسب و کاری عادت داشته باشد که رویکردی از بالا به پایین اتخاذ کند و بر تصویر بزرگ به جای اجزای خرد تأکید کند، ممکن است الگوهای خود را با اتخاذ رویکردی از پایین به بالا که بر ویژگی های خاص تأکید دارد، معکوس کنند. این ممکن است به آنها کمک کند تا راه حل های جدیدی پیدا کنند که در ابتدا نامرئی بودند.

    تکنیک اسکمپر

    می‌توان استدلال کرد که استفاده از یک رویکرد اختصاری سفت و سخت برای تفکر خلاق غیر شهودی به نظر می‌رسد. آیا واقعاً می‌توان خلاقیت را صرف پرسیدن سؤالات مختلفی که شامل تکنیک اسکمپر است فراخوانی کرد یا خلاقیت به صورت ناگهانی اتفاق می‌افتد؟

    برخی معتقدند که خود فرآیندهای طوفان فکری باید خلاق باشند تا جای خود را به خلاقیت بدهند. برای مثال، تکنیک طوفان فکری معکوس، افراد را وادار می‌کند تا به جای اینکه آنها را به راه‌حل‌های طوفان فکری سوق دهند، به این فکر کنند که چرا مشکلاتشان به وجود آمده است. در طول این فرآیند، مردم حتی راه‌هایی برای بدتر کردن مشکل پیدا می‌کنند و معتقدند که این فرآیند بعداً به ایجاد راه‌حل‌های منحصربه‌فرد کمک می‌کند. یکی دیگر از تکنیک های محبوب طوفان فکری، شش کلاه فکری دی بونو است که بر اساس این ایده است که شش روش مختلف برای تفکر وجود دارد و ترکیبی از این راه ها می‌تواند برای نگاه کردن به یک مشکل از زوایای مختلف استفاده شود. در حالی که تکنیک اسکمپر بر اساس نوع سؤال تقسیم می‌شود و بر نوع تفکری که در هر بخش رخ می‌دهد تأکیدی نشده است.

    همچنین گمانه زنی هایی در مورد اینکه آیا تکنیک های طوفان فکری گروهی، مانند SCAMPER، واقعاً مؤثرترین روش های طوفان فکری هستند یا خیر، وجود دارد. روانشناس آدام گرانت پیشنهاد می‌کند که برای حل مؤثرتر مسئله، افراد باید ابتدا ایده‌های خود را قبل از به اشتراک گذاشتن روی یک تکه کاغذ بنویسند. همانطور که گفته شد، به راحتی می‌توان دید که چگونه می‌توان تکنیک SCAMPER را برای پیروی از این شکل از طوفان فکری نیز تطبیق داد و هر فردی قبل از شروع بحث گروهی، پاسخ های خود را به اجزای مختلف یادداشت می‌کند.

    نمونه های تکنیک اسکمپر

    تکنیک اسکمپر در مک دونالد

    مک دونالد یکی از موفق ترین شرکت های فست فود در جهان است و بیش از ۵۰ سال است که در جامعه ما از شهرت فوق العاده ای برخوردار بوده است. نگاهی به گذشته و حال مک‌دونالد نشان می‌دهد که  از تکنیک‌های SCAMPER  طی سال‌ها برای اصلاح و بهبود برند خود استفاده کرده‌اند. به زبان ساده، این شرکت از ریسک کردن و ارائه محصولات غذایی خلاقانه هراسی ندارد.

    یکی از مؤلفه‌های SCAMPER که مک‌دونالد به آن تسلط دارد، «جایگزینی» است. در حالی که منوی اصلی آنها فقط شامل همبرگر، چیزبرگر، سیب زمینی سرخ شده، میلک شیک و سایر نوشیدنی ها بود، امروزه بیش از ۱۰۰ آیتم در منوی مک دونالد وجود دارد. بعد از همبرگر به مواد مختلفی فکر شد که می‌توانستند آن‌ها را جایگزین کنند: مرغ، ماهی و نان‌های گیاهی. این افزودنی‌ها جنبه «تغییر» را نیز شامل می‌شوند، زیرا اقلام اصلی برای ارائه طیف وسیع‌تری از محصولات اصلاح شدند.

    یکی دیگر از بخش های مهم تکنیک اسکمپر که به موفقیت مک دونالد کمک کرده است، توانایی سازگاری است. همانطور که جامعه برای اولویت دادن به غذای سالم رشد کرد، مک دونالد از گزینه “Super-Size” خود خلاص شد و شروع به برندسازی خود با استفاده از کلماتی مانند “تازه” و “ارگانیک” معرفی کرد.

    مک دونالد نیز با ارائه محصولات محلی مختلف بر اساس ذائقه و ترجیحات منطقه، خود را تطبیق می‌دهد. در حالی که همیشه از ارائه غذاهای اصلی خود اطمینان حاصل می‌کند، زنجیره فست فود نیز غذاهای مورد علاقه محلی را در تلاش برای مرتبط ماندن و محبوب ماندن ترکیب می‌کند.

    تکنیک اسکمپر در تربیت استعداد مدارس

    اغلب، در مدرسه، از ما انتظار می‌رود که رشته های خاصی را با تمرکز ویژه بر ریاضیات، علوم و زبان ها بیاموزیم. در حالی که به دست آوردن یک پایگاه دانش جامع در همه این زمینه ها، به همان اندازه مهم است که به دانش آموزان آموزش دهیم که نه تنها به چه چیزی فکر کنند، بلکه چگونه فکر کنند.

    این ممکن است به ویژه برای دانش آموزانی که به عنوان استعدادهای فکری شناخته می‌شوند صادق باشد. این دانش‌آموزان با استعداد برای اینکه واقعاً هوش خود را مهار کنند، باید خلاقانه فکر کنند. با استفاده از یک سری تمرینات ایجاد شده توسط پدر طوفان فکری، باب ابرل، روانشناسان Brizeida Mijares-Colmenares، William Masten و Joe Underwood بررسی کردند که چگونه اثر SCAMPER می‌تواند به دانش آموزان در یک برنامه با استعداد فکری در سال ۱۹۹۸ کمک کند. محققان دریافتند که تکنیک SCAMPER در کاهش اضطراب و بهبود انعطاف پذیری موثر بود.  این نتایج برای ترویج تفکر و نوآوری خارج از چارچوب در دانش آموزانی که یک پله بالاتر از سطح کلاس فعالیت می‌کنند مفید است.

۱
۲
۳
۴
۵
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱۱ رای
خواندن مقاله مرتبط
فروشگاه اینترنتی چیست و چگونه ساخته می‌شود؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *