همه چیز درباره ی استارتاپ ناب (Lean Startup)

استارتاپ ناب

اگر وقت خواندن کل کتاب را ندارید ، برای شما مروری کوتاه بر کتاب استارتاپ ناب (Lean Startup) اثر اریک ریس (Eric Ries) را  آماده کرده ام.

استارتاپ ناب (Lean Startup) یک مفهوم ساخت ناب است. این تکنیک به شما کمک می‌کند تا از یک رویکرد علمی برای ایجاد یک کسب و کار در حال رشد و جلوگیری از هزینه های غیر ضروری استفاده کنید. کتاب بسیار توصیه شده برای کارآفرینان و هر کسی که درگیر نوآوری ها و راه اندازی محصولات باشد.

خلاصه کتاب استارتاپ ناب (Lean Startup)

علی رغم برنامه های جدی تجاری ، مدلهای تجاری خوب اندیشیده شده ، استراتژیهای دقیق ورود به بازار و سرمایه گذاریهای کلان ، بیشتر استارتاپ ها شرکتهای نوپا شکست می‌خورند.

چرا اینطور است ؟ اریک ریس ، نویسنده متدولوژی استارتاپ ناب (Lean Startup) ، مطمئن است که رویکرد سنتی توسعه کسب و کار در مورد استارتاپ ها صدق نمی‌کند.
خلاصه کتاب استارتاپ ناب

استارتاپ ها در محیطی با عدم اطمینان شدید فعالیت می‌کنند و این باید هنگام راه اندازی آن در نظر گرفته شود. در مرحله اولیه توسعه ، یک شرکت نوپا باید انعطاف پذیر باقی بماند تا از اشتباهات درس بگیرد و باید هرچه سریعتر فرضیه های بنیانگذاران را آزمایش کند که برای جلوگیری از سرمایه گذاریها و هزینه های کلان ضروری است. این قلب Lean است و هدف آن کمک به کارآفرینان برای بهبود شانس موفقیت یک استارتاپ است.

چرا استارتاپ ها شکست می‌خورند؟

به گفته اریک ریس ، دو دلیل اصلی برای شکست در شروع فعالیت وجود دارد:

۱) علاقه به محاسبات تجاری سنتی ، برنامه ها ، ایجاد استراتژی ، تحقیقات جامع بازار است. اما مسئله این است که در شرایط عدم اطمینان کامل که استارتاپ ها فعالیت می‌کنند ، این روش های مدیریت کلاسیک جواب نمی‌دهند.

۲) دلیل دوم ممکن است کاملاً مخالف دلیل اول به نظر برسد. با توجه به اینکه روشهای مدیریت سنتی کارایی ندارند ، کارآفرینان معمولاً هرگونه ابزار مدیریتی را کنار می‌گذارند. آنها اجازه می‌دهند همه چیز به خودی خود پیش برود و با اصل “فقط آن را انجام دهید” هدایت می‌شوند. اما همانطور که اریک متذکر می‌شود ، این رویکرد نیز به نتیجه خوبی نخواهد رسید. حتی چنین پدیده ای آشفته و غیر قابل پیش بینی به عنوان یک استارتاپ باید مدیریت شود. و این همان چیزی است که از روش ناب استفاده می‌شود.

استارتاپ ناب (Lean Startup) چیست؟

بسیاری از مردم این عقیده را دارند که موفقیت در کارآفرینی ترکیبی از پشتکار ، هوش ، یک محصول خوب و شانس قرار گرفتن در مکان و زمان مناسب است و کارهای روزمره ، کوچک و جزئیات خسته کننده اهمیتی ندارند. اریک ریس از تجربه کار با صدها کارآفرین ، می‌داند که این چیزی نیست جز افسانه ای که بخشی از آن به فرهنگ تحمیل شده است. در حقیقت دقیقاً این موارد کوچک خسته کننده است که برای موفقیت یک استارتاپ بسیار مهم است.

” موفقیت در شروع کار نتیجه ژن های خوب یا قرار گرفتن در مکان و زمان مناسب نیست. موفقیت در شروع کار را می‌توان با پیروی از روند صحیح مهندسی کرد ، این بدان معناست که می‌توان آن را آموخت ، یعنی آموزش پذیر است. ”
اریک ریس روش خود را در عمل زمانی اختراع کرد که IMVU را تاسیس کرد. اریک ریس و شرکای او که از تجربه مشکلات قبلی آموخته بودند ، برای آزمایش شروع به ارائه یک محصول کاملاً خام کردند.

بعد از اینکه کاربران اولیه را جذب کردند و از آنها بازخورد گرفتند ، توسعه دهندگان محصول ، به سرعت گزینه ها را تغییر داده و نسخه های جدیدی را ایجاد کردند. خارق العاده ترین چیز این است که این روش به طور موثر کار کرده و به حرکت سریع در توسعه کمک کرده است. رویکرد ایجاد نوآوری اختراع شده در IMVU مبنای روش ناب قرار گرفت ، که از جمله موارد دیگر روشهای تولید ناب ، تفکر طراحی ، توسعه مشتری و روش توسعه چابک را به خود جذب کرد .

استارتاپ ناب (Lean Startup) رویکرد جدیدی به نوآوری های مداوم است. هدف روش استارتاپ ناب (Lean Startup) کمک به کارآفرینان برای جلوگیری از هزینه های زیاد برای ایجاد محصولی است که هیچ کس به آن نیاز ندارد. با گذشت زمان ، روش Lean بسیار محبوب شده و نه تنها در شرکت های نوپا و بلکه در صنعت فناوری اطلاعات (IT) کاربرد دارد.

پنج اصل استارتاپ ناب:

۱) کارآفرینان همه جا هستند. اریک ریس هرکسی را که دارای یک شرکت تازه تاسیس است ، کارآفرین می‌نامد. استارتاپ سرمایه گذاری است که هدف آن ایجاد محصولات و خدمات جدید در شرایط عدم اطمینان شدید است. این بدان معناست که رویکرد استارتاپ ناب (Lean Startup) می‌تواند برای شرکتها در هر اندازه ، حتی شرکتهای بزرگ ، در هر بخش و هر صنعت اعمال شود.

۲) کارآفرینی مدیریت است. شرکت های نوپا به نوع جدیدی از مدیریت نیاز دارند که شرایط عدم اطمینان شدید را کنترل کنند. اریک بر این باور است که هر شرکت مدرن ، که توسعه آن به نوآوری بستگی دارد ، به موقعیت “کارآفرین” نیاز دارد.

۳) وظیفه یک استارتاپ فقط تولید کالا و درآمدزایی نیست. یک استارتاپ نیاز به یادگیری مداوم از طریق یک رویکرد علمی و آزمایش فرضیه تجربی دارد.

۴) در چرخه “ساخت-اندازه گیری-یادگیری” ابتدا یک کمینه محصول پذیرفتنی از محصول ایجاد کنید ، واکنش مصرف کنندگان را ارزیابی کنید و سپس تصمیم بگیرید که آیا مسیر انتخاب شده را ادامه دهید یا جهت خود را تغییر دهید.

۵)حسابرسی نوآوری (Innovation Accounting) همان چیزی است که معمولاً از آن به عنوان جزئیات کسل کننده یاد می‌شود. اما حسابرسی برای نوآوری ها برای بهبود عملکرد استارتاپ ضروری است. حسابرسی نوآوری سیستمی از معیارها و شاخص هایی است که به ارزیابی موفقیت یا شکست یک استارتاپ کمک می‌کند.

استارتاپ ها به چه نوع مدیریتی نیاز دارند؟

اگرچه رویکردهای مدیریت سنتی در شرایط عدم اطمینان کامل در فعالیت استارتاپ ها به خوبی کار نمی‌کنند ، اما بدون هیچ گونه مدیریتی ، کارآفرینان نمی‌توانند از فرصت های خود به طور موثر استفاده کنند.

کالایی که هیچ کس به آن احتیاج ندارد ، به استارتاپ کمک نمی‌کند. اما هیچ کس نمی‌گوید که آیا بازار قبل از راه اندازی یک شرکت نوپا به محصولی نیاز دارد یا خیر. بنابراین ، مهمترین وظیفه یک شرکت نوپا این است که توانایی درک بسیار سریع آنچه را که بازار نیاز دارد ، آنچه مشتریان می‌خواهند و آنچه که مایل به پرداخت آن هستند ، ایجاد کند.

” به جای ساختن برنامه های پیچیده که بر اساس بسیاری از فرضیات است ، شما می‌توانید با یک فرمان به نام حلقه بازخورد “ساخت-اندازه گیری-یادگیری” (Build-Measure-Learn) تنظیمات مداوم را انجام دهید. ”
در نشستن پشت فرمان اتومبیل ، ما دقیقاً می‌دانیم که کجا می‌رویم. اگر می‌خواهیم ادامه دهیم ، فقط به دلیل با اینکه پیچ اشتباهی را پیچیدیم ، یا جاده مسدود شده بود ، سفر را رها نمی‌کنیم و باید به دنبال شناسایی انحراف باشیم. ما مصمم هستیم که به مقصد برسیم. استارتاپ ها همچنین می‌دانند که به کجا می‌روند و مقصدشان چیست: یک کسب و کار پر رونق که می‌تواند دنیا را تغییر دهد. چشم انداز استارتاپ برای تحقق بخشیدن ، به  تهیه استراتژی نیاز دارد که شامل یک مدل تجاری ، نقشه راه محصول ، تحقیقات رقبا و همچنین فرضیه هایی در مورد موضوعی است که محصولات یا خدمات جدید به آن خطاب می‌شود ، ضروری است. ”

خواندن مقاله مرتبط
pivot چیست؟ | نمونه های pivot در کسب و کار

نحوه تعریف استارتاپ

موارد تشکیل دهنده هر استارتاپ ، تیم ، محصول ، نوآوری و شرایط عدم اطمینان شدید هستند.

همانطور که به یاد دارید ، اریک ریس یک استارتاپ را به عنوان یک شرکت جدید تعریف می‌کند که محصولات (یا خدمات) نوآورانه را در محیط عدم اطمینان کامل توسعه می‌دهد.

در حقیقت ، شرکت های نوپا را می‌توان نه تنها به آنچه معمولاً توسط آنها می‌فهمیم بلکه به هر کسی که در شرایط عدم اطمینان کامل محصول یا کسب و کار جدیدی ایجاد می‌کند ، نسبت داد. مهم نیست که در کدام بخش از اقتصاد شامل مراکز رشد کسب و کار ، نهاد دولتی ، یا در یک شرکت تابعه از یک شرکت بزرگ باشد.

محصول استارتاپ چیست؟

اریک ریس به طور گسترده آن را به عنوان هر منبع ارزش مشتری تعریف می‌کند. هر آنچه مشتریان در روند تعامل با شرکت تجربه می‌کنند را باید بخشی از محصول می‌توان دانست.

هدف استارتاپ چیست؟

اریک ریس فاش می‌کند که او و همکارانش در ابتدای کار خود زمان زیادی را صرف بحث و گفتگو درباره گزینه های مختلف برای محصول خود کرده اند. در نهایت ، وقتی محصول را منتشر کردند ، حتی یک نفر آن را دانلود نکرد. راه اندازی محصولاتی که هیچ کس به آنها احتیاج ندارد یک مشکل رایج برای استارتاپ ها است. تجزیه و تحلیل استراتژیک بازار در اینجا کمکی نمی‌کند ، زیرا شما نمی‌توانید به سخنان مشتریان اعتماد کنید زیرا بعضی اوقات آنها نمی‌دانند چه می‌خواهند. رفتار و اعمال مردم می‌تواند کلمات بیشتری به شما بگوید.

چگونه بدون اتلاف وقت و هزینه به آنچه مردم نیاز دارند ، پی ببریم؟
یک سوال مهم این است که کدام اقدامات برای مشتری ارزش ایجاد می‌کند و کدام اقدامات منجر به هدر رفتن منابع می‌شوند. هنگام استفاده از این مفهوم برای یک استارتاپ ، درک ویژگی ها و تفاوت های آن با تولید ضروری است ، یعنی اینکه یک استارتاپ در یک محیط با عدم اطمینان شدید فعالیت می‌کند.

عدم قطعیت ، درک این است که چه اقداماتی دارای ارزش از زمان شروع فعالیت هستند ، ابتدا نمی‌دانید مشتری آن چه کسی است و به چه چیزی نیاز دارد.

استفاده از استارتاپ ناب (Lean Startup)به یک روش تصفیه شده نیاز دارد. این کار مبتنی بر نحوه یادگیری در مورد عملکردهایی است که منجر به درک خواسته های مشتریان می‌شود و بر این اساس ، عملکرد استارتاپ را بهبود می‌بخشد. کارآفرینان فقط نباید بتوانند درمورد آنچه مشتری می‌خواهد فرض کنند. آنها باید فرآیندی را برای به دست آوردن داده های تجربی ایجاد کنند. یعنی بیاموزند که چگونه فرضیه های خود را در عمل آزمایش کنند ، نیاز واقعی مشتریان را بفهمند و محصول خود را سریع بر اساس این دانش تنظیم کنند.

شما می‌توانید محصول را به همان اندازه که دوست دارید بهینه سازی کنید و گزینه های جدید بیشتری را پیدا کنید ، اما واقعیت معمولاً همه چیز را اصلاح می‌کند. روش استارتاپ ناب (Lean Startup) در ابتدا نه به ایجاد یک محصول ایده آل بلکه به انتشار یک محصول با کمینه محصول پذیرفتنی (MVP) و دریافت مداوم بازخورد از مشتری برای درک نیازهای واقعی آنها متمرکز است. اگر مفروضات اولیه با عمل تأیید نشود ، اشتباه است. بنابراین ، شما باید چرخش (Pivot) ایجاد کنید و جهت حرکت را کاملاً بررسی کنید. رویکرد اشتباه در نهایت خطر تولید کالایی را ایجاد می‌کند که هیچ کس به آن احتیاج ندارد.

از روش Lean Startup می‌توان در زمینه های مختلف ، چه در تولید و چه در خدمات استفاده کرد. نکته اصلی این است که فکر کنید هر کاری که استارتاپ انجام می‌دهد به عنوان یک آزمایش باشد و از قبل فرصت های یادگیری ایجاد کنید. این روش به شما امکان می‌دهد هر یک از عناصر یک طرح کسب و کار را به صورت تجربی آزمایش کنید و در این روش ، مشابه روش علمی فرضیه ها از طریق آزمایش است. این روش کمک می‌کند تا از قبل کاملاً به خود حق دهید که شکست بخورید ، زیرا اگر رویکردی چنین حقی را فراهم نکند ، کارآفرین نمی‌تواند چیزی یاد بگیرد.

به عنوان نمونه ، اریک ریس داستان موفق ترین فروشگاه آنلاین کفش Zappos را روایت می‌کند که با فرضیه بنیانگذار آن سوین مورن ، مبنی بر اینکه مردم به صورت آنلاین کفش می‌خرند آغاز شد. سوین مورن با آزمایش عکسهای مختلف از فروشگاههای مختلف کفش و ارسال عکسهای آنلاین ، آزمایش کمی کرد تا فرضیه خود را بسنجد. اگر مشتری سفارشی را در سایت خود ثبت کند ، کفش های فروشگاه را با قیمت های معمولی خریداری کرده و برای مشتری می‌فرستد.

 دیدگاه های خود را تقسیم کنید
اولین قدم برای یک کارآفرین این است که دیدگاه خود را به قسمت های مختلف تقسیم کند. مهمترین فرضیات برای هر کارآفرین فرضیه ارزش و فرضیه رشد است.

فرضیه ارزش به دنبال درک این است که آیا مشتریان هنگام شروع استفاده از محصول ، ارزش محصول را احساس می‌کنند یا خیر. نظرسنجی ها ، برخلاف آزمایشی که به یافتن شاخص های دقیق تر کمک می‌کند ، پاسخ موثقی به این سوال نمی‌دهند.

آزمایش فرضیه رشد با ارزیابی چگونگی انتشار اطلاعات در مورد پروژه  ، پس از راه اندازی آن و نحوه رفتار و پذیرش اولیه پذیرفته شدگان در مورد آن امکان پذیر است.

برای راه اندازی استارتاپ چگونه می‌توان عمل کرد؟

بازخوردی که یک استارتاپ در آزمایشات خود دریافت می‌کند می‌تواند کیفی باشد (کدام گزینه محصول را دوست دارند و چه گزینه ای را دوست ندارد) یا کمی (تعداد مشتریانی که از این محصول استفاده می‌کنند ، تعداد کاربرانی که ثبت شده است).

درک آنچه به ایجاد مشاغل فعال برای یک شرکت نوپا کمک می‌کند بسیار مهمتر از دریافت جوایز و پوشش خبری است. مهمترین چالش مدیریت استارتاپ تلاش برای کاهش زمان چرخه بازخورد است. اما همه عناصر این چرخه ، شایسته توجه یکسان هستند.

 

طراحی mvp

ساخت


برای استارتاپ ، باید در اسرع وقت شروع به ایجاد کمینه محصول پذیرفتنی (MVP) کنید. MVP نسخه ای از محصولی است که به شما امکان می‌دهد چرخه ساخت-اندازه گیری-یادگیری را با کمترین تلاش و صرف کمترین زمان ممکن برای توسعه شروع کنید.

چنین محصول خامی ممکن است فاقد گزینه هایی باشد که در آینده بیشتر مورد استقبال مشتریان قرار می‌گیرد. هنوز ، در همان زمان ، به اندازه کافی قابل استفاده و قابل فهم برای کاربران اولیه است.

اندازه گیری


“اندازه گیری” به معنای تعیین نتایج حاصل از تلاش برای ایجاد یک محصول است. و این تفاوت کلیدی بین ارزیابی استارتاپ ناب (Lean Startup) و روشهای استاندارد است ، جایی که ضرب العجل ها و میزان استفاده از بودجه ارزیابی می‌شود ، اما ممکن است در نظر گرفته نشود که این استارتاپ محصولی بی فایده ایجاد کرده است (محصولی که هیچ کس به آن احتیاج ندارد). روش ارزیابی اولیه در استارتاپ ناب (Lean Startup) حسابرسی نوآوری است.

خواندن مقاله مرتبط
Product Market Fit چیست؟ 7 استراتژی تناسب محصول با بازار

این یک رویکرد کمی است که به ما امکان می‌دهد دریابیم که تلاش های ما برای ایجاد مکانیسم رشد چقدر موفق است. همچنین به شناسایی نتایج یادگیری میانی کمک می‌کند.

یادگیری

این بدان معناست که می‌فهمید آیا در همان مسیر حرکت می‌کنید یا اینکه شما باید یک چرخش (Pivot)  ( یک اصلاح اساسی بنیادی در مدل کسب و کار ) ایجاد کنید. هنگامی که یک کارآفرین می‌بیند که مسیر انتخاب شده منجر به موفقیت نمی‌شود ، باید آماده پیدا کردن یک فرضیه استراتژیک جدید باشد و هزینه های خود را برای دنبال کردن جهت غیر ضروری متوقف کند.

ریسک کردن به امید نتیجه ی خوب
فیس بوک به عنوان یک شبکه اجتماعی برای دانشجویان آغاز به کار کرد. این شرکت پیش از این رقبای زیادی داشت. وقتی این شرکت اولین سرمایه گذاری های خود را انجام داد ، تعداد مراجعه کنندگان به سایت کم بود. اما ، همانطور که توسط اریک ریس اشاره شده ، سرمایه گذاران اولاً جذب این واقعیت شدند که کاربران فعال وقت زیادی را در سایت می‌گذرانند. یعنی فرضیه ارزش تأیید شد و کاربران فعال سرویس را با ارزش می‌دانند. دوم اینکه ، سرعت ورود کاربران جدید بسیار زیاد بود. یعنی دومین فرضیه مهم (فرضیه رشد) تأیید شد.

اما تلاش برای تکرار موفقیت فیس بوک و تعجب اینکه چه چیزی باعث موفقیت آن شده است ، افتادن در دام  است. به جای حدس و گمان ، بهتر است آزمایش هایی را شروع کنید که نشان می‌دهد در مورد شما چه عواملی موثر است.

اصل ژاپنی جنچی جنبوتسو
تصمیمات استراتژیک باید براساس دانش مشتری باشد. اریک ریس توصیه می‌کند اصل ژاپنی Genchi Genbutsu را که به معنی “برو و ببین” ترجمه شود. این اصل ، به ویژه در کارخانه تویوتا هدایت می‌شود. یک مدیر مسئول توسعه مینی ون Sienna minivan به تمام ایالت های آمریکا سفر کرد و با خانواده ها گفتگو کرد ، متوجه شد کدام آمریکایی مینی ون می‌خواهند ، با در نظر گرفتن نظر فرزندانشان ، که تأثیر مثبتی در فروش این برند خودرو داشت.

شما باید دانش خود را بدست آورید ، به معنای واقعی کلمه بیرون از خیابان بروید و اولین قدم این است که دریابید آیا مشتریان بالقوه واقعاً یک مشکل جدی برای حل دارند. هدف اصلی اولین تماس با مشتری این است که بفهمیم آیا آنها را درک می‌کنیم.

کاری را انجام دهید که کمال گراها را می ترساند
غیر معمول نیست که کارآفرینان ابتدا محصولی را ایجاد می‌کنند و سپس واکنش های مصرف کننده را می‌یابند. اما هدف این است که برعکس عمل کنیم.

هدف از ایجاد یک محصول با کمینه محصول پذیرفتنی (MVP) شروع یادگیری و آزمایش در عمل و در اسرع وقت است. برای آزمایش فرضیه های کارآفرینان به MVP نیاز است. نباید در شروع کامل باشید. باید کیفیت کافی برای جلب اولین مشتری را داشته باشید.

حسابرسی نوآوری (Innovation accounting)

همانطور که قبلاً اشاره کردیم ، حسابرسی نوآوری یک رویکرد سیستماتیک برای تشخیص اینکه آیا در حال پیشرفت هستید و از واقعیتها شواهد می‌گیرید است. این یک جایگزین برای سیستم گزارش سنتی برای شرکت هایی است که در شرایط عدم اطمینان فعالیت می‌کنند. این نوع جدیدی از سیستم گزارش است که به شما امکان می‌دهد ارزیابی کنید که آیا تغییرات منجر به بهبود می‌شوند یا خیر. پیگیری نوآوری به بنیانگذاران استارتاپ این امکان را می‌دهد تا اطمینان حاصل کنند که در واقع فعالیت خود را شروع کرده اند.

شما باید کار خود را با ریسک پذیری به یک مدل مالی کارآمد شروع کنید.

سه مرحله حسابرسی نوآوری  :

۱) برای MVP ایجاد کرده و درک وضعیت واقعی بازخورد دریافت کنید.

۲) سعی کنید معیارها را به معیارهای ایده آل نزدیک کنید. ممکن است تلاش زیادی لازم باشد.

۳) تصمیم بگیرید که آیا در همان جهت حرکت کنید یا چرخش ایجاد کنید.

اگر به معیارهای ایده آل نزدیک هستید ، باید در همان جهت حرکت کنید.

تجزیه و تحلیل کوهورت

یکی از مهمترین ابزارهای تجزیه و تحلیل برای یک استارتاپ ، تجزیه و تحلیل کوهورت است.

ممکن است پیچیده به نظر برسد ، اما بر اساس یک فرض ساده بنا شده است. به جای بررسی معیارهایی مانند  درآمد و مشتریان ، ما معیارها را به طور جداگانه برای هر گروه مصرف کننده ای که به طور مستقل از بقیه گروه ها با محصول تعامل دارند ، اندازه گیری می‌کنیم.

معیارهای پوچ
اگر هیچ کس از محصول شما استفاده نکند ، بهینه سازی یا بازاریابی معنایی ندارد. یک شرکت نوپا باید کاملاً واضح و روشن باشد که بتواند پیش بینی های واضح و روشنی را اثبات کند تا با این محصول بتوان کسب و کار خوبی ایجاد کرد. شاخص هایی وجود دارند که ظاهر بهتری دارند اما بی فایده هستند (“معیارهای غرور”). این معیارها معمولاً شامل نمایش آگهی ، بازدید از صفحه ، نصب برنامه و موارد دیگر است. معیارهای واقعی باید ارزش پروژه شما را اثبات کنند ، که واقعاً مشکلات کاربر را برطرف می‌کند.

جنبه های اصلی حسابرسی نوآوری

۱) معیارهای موثر باید علیت را نشان دهند ، آنچه برای انجام نتایج مورد نظر باید انجام شود. آنها کمک می‌کنند تا از نتایج اقدامات خود بیاموزید. آنها فقط به ارزیابی دقیق و عینی نیاز دارند. در غیر این صورت ، این معیارهای پوچی خواهد بود.

۲) گزارش ها باید به سادگی و واضح ارائه شوند. لازم به یادآوری است که شاخص ها نتایج کار کاربران هستند. گزارش ها باید به افراد و اقدامات آنها مربوط شود. بهتر است از آرایه های انتزاعی داده خودداری کنید.

۳)  کارمندان نباید از صحت داده ها سوال کنند. شما باید داده های گزارش شده را در دنیای واقعی و برقراری ارتباط با مشتریان تأیید کنید.

 

چه زمانی باید چرخش (pivot) ایجاد کنید؟

وقتی مشخص شد که مسیر انتخاب شده در ابتدا منجر به موفقیت نخواهد شد ، کارآفرین ملزم به ایجاد چرخش  برای تغییر بنیادی استراتژی ، ایجاد و آزمایش فرضیه جدید در مورد محصول می‌شود.

ماهیت اصلی این است که همه چیزهایی را که قبلاً یاد گرفته اید در نظر بگیرد ، اما در عین حال استراتژی را برای به دست آوردن دانش پایه بیشتر تغییر دهید.

نتیجه گیری

استارتاپ ناب روشی است که برای تأسیس یک کسب و کار جدید یا معرفی محصول جدید از طرف یک کسب و کار موجود استفاده می‌شود. روش ناب استارتاپ از محصولاتی حمایت می‌کند که مصرف کنندگان قبلاً خود را نشان داده اند که تمایل دارند تا به محض راه اندازی محصول ، از آن استقبال کنند.

نکات اصلی:
استارتاپ ناب در حال تولید محصولی براساس خواسته های ابراز شده در بازار است.

استارتاپ ناب از یادگیری معتبر استفاده می‌کند ، این فرایندی است که کسب و کار ها علاقه مشتری را ارزیابی می‌کنند.

روش های استارتاپ ناب بسیار متمرکز بر اطلاعات مربوط به مشتری مانند نرخ ریزش مشتری ، ارزش مشتری در طول عمر و محبوبیت محصول هستند.

در شیوه های استارتاپ ناب ، آزمایش بیش از پایبندی به یک برنامه سخت است.

استانداردهای استارتاپ ناب شامل انتشار یک فرم کوچک یا محصولات اولیه برای ارزیابی واکنش مشتری به محصول است.

۱
۲
۳
۴
۵
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱۱ رای

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *